staves

[ایالات متحده]/steɪvz/
[بریتانیا]/steɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع چوب; میله‌ها یا عصاها; جمع کارکنان; پرسنل; چوب‌ها یا میله‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

staves off

جلوگیری می‌کند

staves in

وارد می‌شوند

staves together

در کنار هم

staves apart

از هم جدا

staves down

سرکوب می‌کند

staves up

بالا می‌برد

staves off danger

از خطر جلوگیری می‌کند

staves off crisis

از بحران جلوگیری می‌کند

staves off defeat

از شکست جلوگیری می‌کند

staves against

مقابله با

جملات نمونه

he staves off his hunger by eating snacks.

او با خوردن میان‌وعده‌ها، گرسنگی خود را کنترل می‌کند.

the musician plays the staves beautifully.

موسیقی‌دان به زیبایی سازها را می‌نوازد.

she staves off sleep by drinking coffee.

او با نوشیدن قهوه، خواب را به تعویق می‌اندازد.

the company staves off bankruptcy with new investments.

شرکت با سرمایه‌گذاری‌های جدید، از ورشکستگی جلوگیری می‌کند.

he staves off criticism with his achievements.

او با دستاوردهای خود، انتقادها را دفع می‌کند.

the team staves off defeat in the final minutes of the game.

تیم در دقایق پایانی بازی، شکست را دفع می‌کند.

she staves off her fears by practicing meditation.

او با تمرین مدیتیشن، ترس‌های خود را کنترل می‌کند.

the doctor staves off illness with a healthy lifestyle.

پزشک با یک سبک زندگی سالم، بیماری را دفع می‌کند.

they staves off the storm by reinforcing the building.

آنها با تقویت ساختمان، طوفان را دفع می‌کنند.

the teacher staves off boredom with engaging lessons.

معلم با درس‌های جذاب، خستگی را دفع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید