slats

[ایالات متحده]/slæts/
[بریتانیا]/slæts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوارهای نازک و باریک از مواد

عبارات و ترکیب‌ها

wooden slats

سلاطین چوبی

slats of wood

سلاطین چوبی

vertical slats

سلاطین عمودی

horizontal slats

سلاطین افقی

slats fence

نرده‌های سلات

slats design

طراحی سلات

slats window

پنجره سلات

slats cover

پوشش سلات

slats panel

پنل سلات

slats arrangement

چیدمان سلات

جملات نمونه

the window was covered with wooden slats.

پنجره با لamelهای چوبی پوشیده شده بود.

we need to replace the broken slats in the fence.

ما باید لamelهای شکسته در حصار را جایگزین کنیم.

the blinds have adjustable slats for privacy.

پرده‌ها دارای لamelهای قابل تنظیم برای حفظ حریم خصوصی هستند.

the slats in the bed frame provide support.

لamelهای قاب تختخواب پشتیبانی می کنند.

she painted the slats in bright colors.

او لamelها را با رنگ های روشن نقاشی کرد.

the slats were too far apart to keep the dog in.

لamelها خیلی دور بودند که نتوانستند سگ را نگه دارند.

he adjusted the slats to let in more light.

او لamelها را تنظیم کرد تا نور بیشتری وارد شود.

the garden gate had decorative slats.

در باغ دارای لamelهای تزئینی بود.

they installed new slats to enhance the look of the patio.

آنها لamelهای جدید نصب کردند تا ظاهر پاسیو را ارتقا دهند.

slats can be made from various materials like wood or metal.

می توان لamelها را از مواد مختلف مانند چوب یا فلز تهیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید