stay-awake

[ایالات متحده]/[steɪ əˈweɪk]/
[بریتانیا]/[ˈsteɪ əˈweɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بیدار ماندن
v. بیدار ماندن؛ خوابیدن را پرهیز کردن؛ ادامه یادآوری شوید و خوابیده نباشید.

عبارات و ترکیب‌ها

stay-awake time

زمان بیدار ماندن

جملات نمونه

i need to stay awake all night to finish this project.

من باید تمام شب بیدار بمانم تا این پروژه را تمام کنم.

the coffee helped me stay awake during the long meeting.

کاپuchino به من کمک کرد تا در جلسه طولانی بیدار بمانم.

try to stay awake and alert while driving at night.

در حال رانندگی در شب سعی کنید بیدار و م警觉 باشید.

it's difficult to stay awake after a large meal.

پس از یک وعده غذایی بزرگ، بیدار ماندن دشوار است.

the baby's crying made it impossible to stay awake.

پیروزی نوزاد باعث شد که بیدار ماندن غیرممکن شود.

i tried to stay awake, but i fell asleep instantly.

من سعی کردم بیدار بمانم، اما فورا خوابیدم.

staying awake for 24 hours is a challenge.

بیدار ماندن برای 24 ساعت یک چالش است.

he used energy drinks to stay awake for the exam.

او از نوشیدنی های انرژی برای بیدار ماندن در امتحان استفاده کرد.

can you stay awake and watch the stars with me?

آیا می توانی با من بیدار بمانی و ستاره ها را ببینی؟

the loud music helped me stay awake on the journey.

موزیک بلند به من کمک کرد تا در سفر بیدار بمانم.

i had to stay awake to monitor the system.

من باید بیدار ماندم تا سیستم را نظارت کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید