energized team
تیم پرانرژی
energized atmosphere
فضای پرانرژی
energized mindset
نگرش پرانرژی
energized performance
عملکرد پرانرژی
energized workforce
نیروی کار پرانرژی
energized leadership
رهبری پرانرژی
energized session
جلسه پرانرژی
energized discussion
بحث و گفتگوهای پرانرژی
energized environment
محیط پرانرژی
energized spirit
روحیه پرانرژی
after a good night's sleep, i felt energized.
بعد از یک شب خوب خوابیدن، احساس انرژی کردم.
the team was energized by the positive feedback.
تیم با بازخورد مثبت انرژی گرفت.
exercise helps me stay energized throughout the day.
ورزش به من کمک میکند در طول روز احساس انرژی کنم.
she always feels energized after her morning coffee.
او همیشه بعد از قهوه صبحش احساس انرژی میکند.
the motivational speech energized the crowd.
سخنرانی انگیزشی باعث انرژی گرفتن جمعیت شد.
i need to find activities that make me feel energized.
من باید فعالیتهایی پیدا کنم که باعث شوند احساس انرژی کنم.
a healthy diet can keep you energized.
یک رژیم غذایی سالم میتواند شما را پرانرژی نگه دارد.
the music at the party really energized everyone.
موسیقی در مهمانی واقعاً باعث انرژی گرفتن همه شد.
taking breaks helps me feel more energized at work.
استراحت کردن به من کمک میکند در محل کار احساس انرژی بیشتری کنم.
yoga classes leave me feeling energized and refreshed.
کلاسهای یوگا باعث میشوند احساس انرژی و تازگی کنم.
energized team
تیم پرانرژی
energized atmosphere
فضای پرانرژی
energized mindset
نگرش پرانرژی
energized performance
عملکرد پرانرژی
energized workforce
نیروی کار پرانرژی
energized leadership
رهبری پرانرژی
energized session
جلسه پرانرژی
energized discussion
بحث و گفتگوهای پرانرژی
energized environment
محیط پرانرژی
energized spirit
روحیه پرانرژی
after a good night's sleep, i felt energized.
بعد از یک شب خوب خوابیدن، احساس انرژی کردم.
the team was energized by the positive feedback.
تیم با بازخورد مثبت انرژی گرفت.
exercise helps me stay energized throughout the day.
ورزش به من کمک میکند در طول روز احساس انرژی کنم.
she always feels energized after her morning coffee.
او همیشه بعد از قهوه صبحش احساس انرژی میکند.
the motivational speech energized the crowd.
سخنرانی انگیزشی باعث انرژی گرفتن جمعیت شد.
i need to find activities that make me feel energized.
من باید فعالیتهایی پیدا کنم که باعث شوند احساس انرژی کنم.
a healthy diet can keep you energized.
یک رژیم غذایی سالم میتواند شما را پرانرژی نگه دارد.
the music at the party really energized everyone.
موسیقی در مهمانی واقعاً باعث انرژی گرفتن همه شد.
taking breaks helps me feel more energized at work.
استراحت کردن به من کمک میکند در محل کار احساس انرژی بیشتری کنم.
yoga classes leave me feeling energized and refreshed.
کلاسهای یوگا باعث میشوند احساس انرژی و تازگی کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید