sterilizes

[ایالات متحده]/ˈstɛrɪlaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈstɛrɪlaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضدعفونی‌کننده؛ استریل‌کننده
v. ضدعفونی کردن؛ استریل کردن؛ ناتوان کردن از تولید مثل؛ استریل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sterilizes instruments

استریل کردن وسایل

sterilizes surfaces

استریل کردن سطوح

sterilizes equipment

استریل کردن تجهیزات

sterilizes tools

استریل کردن ابزارها

sterilizes materials

استریل کردن مواد

sterilizes water

استریل کردن آب

sterilizes clothing

استریل کردن لباس

sterilizes hands

استریل کردن دست‌ها

sterilizes environment

استریل کردن محیط

sterilizes food

استریل کردن غذا

جملات نمونه

the doctor sterilizes the surgical instruments before the operation.

پزشک قبل از عمل جراحی، وسایل جراحی را استریل می‌کند.

she sterilizes the baby bottles to ensure they are safe.

او شیشه‌های شیر را برای اطمینان از ایمنی آن‌ها استریل می‌کند.

the lab sterilizes the equipment to prevent contamination.

آزمایشگاه تجهیزات را برای جلوگیری از آلودگی استریل می‌کند.

he sterilizes the soil to eliminate harmful bacteria.

او خاک را برای از بین بردن باکتری‌های مضر استریل می‌کند.

the restaurant sterilizes the kitchen tools regularly.

رستوران به طور منظم ابزارهای آشپزخانه را استریل می‌کند.

the veterinarian sterilizes the tools before surgery.

دامپزشک قبل از جراحی، ابزارها را استریل می‌کند.

she sterilizes the cutting board to keep food safe.

او تخته برش را برای ایمن نگه داشتن غذا استریل می‌کند.

the hospital sterilizes all linens to prevent infection.

بیمارستان تمام پارچه‌ها را برای جلوگیری از عفونت استریل می‌کند.

he sterilizes the water to make it drinkable.

او آب را برای قابل آشامیدن کردن استریل می‌کند.

the lab technician sterilizes the glassware after each use.

تکنسین آزمایشگاه پس از هر بار استفاده، وسایل شیشه‌ای را استریل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید