infects

[ایالات متحده]/ɪnˈfɛkts/
[بریتانیا]/ɪnˈfɛkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (از یک بیماری) باعث بیماری در یک شخص، حیوان یا گیاه شدن؛ آلوده کردن یا چیزی را کثیف کردن؛ تأثیر گذاشتن بر کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

virus infects

ویروس آلوده می‌کند

bacteria infects

باکتری آلوده می‌کند

infection infects

عفونت آلوده می‌کند

pathogen infects

پاتوژن آلوده می‌کند

disease infects

بیماری آلوده می‌کند

contagion infects

عوامل مسری آلوده می‌کند

fungus infects

قارچ آلوده می‌کند

virus infects cells

ویروس به سلول‌ها آلوده می‌کند

germ infects

آلودگی آلوده می‌کند

infects host

میزبان را آلوده می‌کند

جملات نمونه

the virus infects the respiratory system.

ویروس سیستم تنفسی را آلوده می‌کند.

contaminated water infects the local population.

آب آلوده جمعیت محلی را آلوده می‌کند.

the disease infects both plants and animals.

بیماری هم گیاهان و هم حیوانات را آلوده می‌کند.

it infects the computer through malicious software.

این از طریق نرم‌افزار مخرب کامپیوتر را آلوده می‌کند.

he worries that the flu will infect his family.

او نگران است که آنفولانزا خانواده‌اش را آلوده کند.

the bacteria infects the wound quickly.

باکتری به سرعت زخم را آلوده می‌کند.

she was careful not to infect others with her cold.

او مراقب بود سرماخودگی خود را به دیگران منتقل نکند.

invasive species can infect local ecosystems.

گونه‌های مهاجم می‌توانند اکوسیستم‌های محلی را آلوده کنند.

the infection spreads as it infects more people.

عفونت گسترش می‌یابد زیرا افراد بیشتری را آلوده می‌کند.

he studies how the virus infects cells.

او مطالعه می‌کند که ویروس چگونه سلول‌ها را آلوده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید