stills

[ایالات متحده]/stɪlz/
[بریتانیا]/stɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آرامش (جمع still)؛ stills از فیلم‌ها؛ عکاسی still؛ دستگاه تقطیر؛ stills (جمع still)

عبارات و ترکیب‌ها

still life

静物

still waters

آب‌های آرام

still going

هنوز در حال پیشرفت

still here

هنوز اینجا

still stands

هنوز پابرجاست

still waiting

هنوز منتظر

still smiling

هنوز لبخند می‌زند

still dreaming

هنوز در حال رویاپردازی است

still moving

هنوز در حال حرکت است

still alive

هنوز زنده است

جملات نمونه

she stills her mind before meditation.

او ذهن خود را قبل از مدیتیشن آرام می‌کند.

he stills the water in the pond with a gentle touch.

او با یک لمس ملایم، آب را در برکه آرام می‌کند.

the artist stills the chaos of colors on the canvas.

هنرمند هرج و مرج رنگ‌ها را روی بوم آرام می‌کند.

she stills her breathing to calm her nerves.

او نفس خود را برای آرام کردن اعصابش ساکن می‌کند.

he stills the crowd with a wave of his hand.

او با یک حرکت دست، جمعیت را ساکت می‌کند.

the teacher stills the classroom before starting the lesson.

معلم کلاس درس را قبل از شروع درس ساکن می‌کند.

she stills her thoughts to focus on the task.

او افکار خود را برای تمرکز بر روی کار ساکن می‌کند.

he stills the restless puppy with a soft voice.

او با صدای ملایم، سگ توله ولخرج را ساکن می‌کند.

the sound of the waves stills her worries.

صدای امواج نگرانی‌های او را ساکت می‌کند.

she stills her emotions before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری، احساسات خود را آرام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید