stirrer

[ایالات متحده]/'stɝɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری یا وسیله‌ای که برای هم زدن استفاده می‌شود؛ شخصی که هم می‌زند یا تحریک می‌کند
Word Forms
جمعstirrers

عبارات و ترکیب‌ها

cocktail stirrer

همزن کوکتل

coffee stirrer

همزن قهوه

magnetic stirrer

همزن مغناطیسی

جملات نمونه

The axialflow and energy-saving properties of the stirrers were good, and were able to replace the same kinds of imported products.

ویژگی‌های جریان محوری و صرفه‌جویی در انرژی همزن‌ها خوب بود و توانست جایگزین محصولات وارداتی مشابه شود.

She used a stirrer to mix the ingredients in the bowl.

او از یک همزن برای مخلوط کردن مواد در کاسه استفاده کرد.

The bartender grabbed a stirrer to mix the cocktail.

بارتندر یک همزن برداشت تا کوکتل را مخلوط کند.

I need a stirrer to blend the paint colors together.

من به یک همزن نیاز دارم تا رنگ‌های نقاشی را با هم مخلوط کنم.

He absentmindedly twirled the stirrer in his coffee.

او به طور بی‌هدف همزن را در قهوه خود چرخاند.

The stirrer clinked against the glass as she stirred her drink.

همزن با شیشه برخورد کرد در حالی که او نوشیدنی خود را هم می‌زد.

The chef used a wooden stirrer to mix the sauce.

سرآشپز از یک همزن چوبی برای مخلوط کردن سس استفاده کرد.

She absentmindedly chewed on the end of the stirrer.

او به طور بی‌هدف سر همزن را جوید.

The stirrer broke while he was mixing the batter.

همزن در حالی که او خمیر را مخلوط می‌کرد شکست.

A plastic stirrer is often used in coffee shops.

یک همزن پلاستیکی اغلب در کافه ها استفاده می شود.

He used the stirrer to create a swirl pattern in the paint.

او از همزن برای ایجاد یک الگوی گردابی در نقاشی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید