stockier

[ایالات متحده]/ˈstɒkiə/
[بریتانیا]/ˈstɑːkiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرم مقایسه‌ای از چاق

عبارات و ترکیب‌ها

stockier build

بدن ورزیده

stockier frame

قاب ورزیده

stockier appearance

ظاهر ورزیده

stockier legs

پاهای ورزیده

stockier physique

اندام ورزیده

stockier version

نسخه ورزیده

stockier dog

سگ ورزیده

stockier model

مدل ورزیده

stockier athlete

ورزشکار ورزیده

stockier breed

نژاد ورزیده

جملات نمونه

he is stockier than his brother.

او از برادرش قوی‌تر است.

the stockier build of the athlete helped him excel in weightlifting.

ساختار قوی‌تر ورزشکار به او کمک کرد در وزنه‌برداری پیشرفت کند.

stockier dogs tend to be more muscular.

سگ‌های قوی‌تر معمولاً عضلانی‌تر هستند.

she prefers stockier plants for her garden.

او ترجیح می‌دهد برای باغش گیاهان قوی‌تری داشته باشد.

his stockier frame made him a good candidate for the role.

بدن قوی‌تر او او را به گزینه خوبی برای این نقش تبدیل کرد.

stockier breeds of cats are often more robust.

نژادهای قوی‌تر گربه‌ها اغلب قوی‌تر هستند.

the stockier version of the model is very popular.

نسخه قوی‌تر مدل بسیار محبوب است.

as he got older, he became stockier.

با بزرگ شدن، او قوی‌تر شد.

stockier athletes often have better endurance.

ورزشکاران قوی‌تر اغلب استقامت بهتری دارند.

the stockier design of the furniture is more durable.

طراحی قوی‌تر مبلمان بادوام‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید