bulkier

[ایالات متحده]/bʊlkiːər/
[بریتانیا]/ˈbʊlk.iɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حجیم‌تر؛ بزرگ‌تر و سنگین‌تر از نظر اندازه یا مقدار

عبارات و ترکیب‌ها

bulkier items

اقلام حجیم‌تر

bulkier version

نسخه حجیم‌تر

bulkier packaging

بسته‌بندی حجیم‌تر

bulkier design

طراحی حجیم‌تر

bulkier appearance

ظاهر حجیم‌تر

bulkier materials

مواد حجیم‌تر

bulkier equipment

تجهیزات حجیم‌تر

bulkier furniture

مبلمان حجیم‌تر

bulkier clothing

لباس حجیم‌تر

bulkier structure

ساختار حجیم‌تر

جملات نمونه

his new smartphone is bulkier than the previous model.

گوشی جدید او بزرگتر از مدل قبلی است.

she prefers bulkier sweaters for the winter season.

او در فصل زمستان ترجیح می دهد از پلیورهای بزرگتر استفاده کند.

the bulkier books are harder to carry around.

کتاب‌های بزرگتر حمل کردنشان سخت‌تر است.

some people find bulkier furniture more comfortable.

برخی افراد مبلمان بزرگتر را راحت تر می دانند.

his bulkier build makes him a good athlete.

بدن بزرگتر او باعث می شود یک ورزشکار خوب باشد.

she bought a bulkier jacket for the colder months.

او یک ژاکت بزرگتر برای ماه های سردتر خرید.

bulkier items often require more storage space.

اقلام بزرگتر اغلب به فضای ذخیره سازی بیشتری نیاز دارند.

the bulkier design of the car provides more safety features.

طراحی بزرگتر خودرو امکانات ایمنی بیشتری را فراهم می کند.

he noticed that the bulkier packaging was more durable.

او متوجه شد که بسته بندی بزرگتر بادوام تر است.

she prefers bulkier shoes for added support.

او ترجیح می دهد از کفش های بزرگتر برای پشتیبانی بیشتر استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید