bulkier items
اقلام حجیمتر
bulkier version
نسخه حجیمتر
bulkier packaging
بستهبندی حجیمتر
bulkier design
طراحی حجیمتر
bulkier appearance
ظاهر حجیمتر
bulkier materials
مواد حجیمتر
bulkier equipment
تجهیزات حجیمتر
bulkier furniture
مبلمان حجیمتر
bulkier clothing
لباس حجیمتر
bulkier structure
ساختار حجیمتر
his new smartphone is bulkier than the previous model.
گوشی جدید او بزرگتر از مدل قبلی است.
she prefers bulkier sweaters for the winter season.
او در فصل زمستان ترجیح می دهد از پلیورهای بزرگتر استفاده کند.
the bulkier books are harder to carry around.
کتابهای بزرگتر حمل کردنشان سختتر است.
some people find bulkier furniture more comfortable.
برخی افراد مبلمان بزرگتر را راحت تر می دانند.
his bulkier build makes him a good athlete.
بدن بزرگتر او باعث می شود یک ورزشکار خوب باشد.
she bought a bulkier jacket for the colder months.
او یک ژاکت بزرگتر برای ماه های سردتر خرید.
bulkier items often require more storage space.
اقلام بزرگتر اغلب به فضای ذخیره سازی بیشتری نیاز دارند.
the bulkier design of the car provides more safety features.
طراحی بزرگتر خودرو امکانات ایمنی بیشتری را فراهم می کند.
he noticed that the bulkier packaging was more durable.
او متوجه شد که بسته بندی بزرگتر بادوام تر است.
she prefers bulkier shoes for added support.
او ترجیح می دهد از کفش های بزرگتر برای پشتیبانی بیشتر استفاده کند.
bulkier items
اقلام حجیمتر
bulkier version
نسخه حجیمتر
bulkier packaging
بستهبندی حجیمتر
bulkier design
طراحی حجیمتر
bulkier appearance
ظاهر حجیمتر
bulkier materials
مواد حجیمتر
bulkier equipment
تجهیزات حجیمتر
bulkier furniture
مبلمان حجیمتر
bulkier clothing
لباس حجیمتر
bulkier structure
ساختار حجیمتر
his new smartphone is bulkier than the previous model.
گوشی جدید او بزرگتر از مدل قبلی است.
she prefers bulkier sweaters for the winter season.
او در فصل زمستان ترجیح می دهد از پلیورهای بزرگتر استفاده کند.
the bulkier books are harder to carry around.
کتابهای بزرگتر حمل کردنشان سختتر است.
some people find bulkier furniture more comfortable.
برخی افراد مبلمان بزرگتر را راحت تر می دانند.
his bulkier build makes him a good athlete.
بدن بزرگتر او باعث می شود یک ورزشکار خوب باشد.
she bought a bulkier jacket for the colder months.
او یک ژاکت بزرگتر برای ماه های سردتر خرید.
bulkier items often require more storage space.
اقلام بزرگتر اغلب به فضای ذخیره سازی بیشتری نیاز دارند.
the bulkier design of the car provides more safety features.
طراحی بزرگتر خودرو امکانات ایمنی بیشتری را فراهم می کند.
he noticed that the bulkier packaging was more durable.
او متوجه شد که بسته بندی بزرگتر بادوام تر است.
she prefers bulkier shoes for added support.
او ترجیح می دهد از کفش های بزرگتر برای پشتیبانی بیشتر استفاده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید