stockman

[ایالات متحده]/'stɒkmən/
[بریتانیا]/'stɑkmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دامدار؛ مدیر انبار
Word Forms
جمعstockmen

جملات نمونه

The stockman herded the cattle into the pen.

دامدار، گاوها را به داخل حصار هدایت کرد.

The experienced stockman knows how to handle different breeds of livestock.

دامدار با تجربه می‌داند چگونه با انواع مختلف دام‌ها برخورد کند.

The stockman checked the inventory of feed for the animals.

دامدار موجودی خوراک برای حیوانات را بررسی کرد.

A good stockman can quickly spot signs of illness in the animals.

یک دامدار خوب می‌تواند به سرعت علائم بیماری را در حیوانات تشخیص دهد.

The stockman repaired the fence to keep the animals safe.

دامدار برای ایمن نگه داشتن حیوانات، حصار را تعمیر کرد.

The stockman's job involves caring for and feeding the animals.

کار دامدار شامل مراقبت و تغذیه حیوانات است.

The stockman has a deep understanding of animal behavior.

دامدار درک عمیقی از رفتار حیوانات دارد.

The stockman uses a variety of tools and equipment on the farm.

دامدار از انواع ابزار و تجهیزات در مزرعه استفاده می‌کند.

The stockman spends long hours outdoors tending to the animals.

دامدار ساعت‌های طولانی را در فضای باز برای مراقبت از حیوانات سپری می‌کند.

A skilled stockman can train animals for various tasks.

یک دامدار ماهر می‌تواند حیوانات را برای انجام وظایف مختلف آموزش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید