| جمع | stockrooms |
The stockroom is where we keep all the inventory.
انبارهای نگهداری جایی است که ما تمام موجودی را در آن نگهداری می کنیم.
I need to organize the stockroom before the new shipment arrives.
من باید انبارهای نگهداری را قبل از رسیدن محموله جدید سازماندهی کنم.
The stockroom is getting too crowded with all these boxes.
با وجود این جعبه ها، انبارهای نگهداری خیلی شلوغ شده است.
Employees are required to keep the stockroom neat and organized.
از کارکنان خواسته می شود که انبارهای نگهداری را مرتب و سازماندهی شده نگه دارند.
I'll go check the stockroom to see if we have any more supplies.
من می خواهم به انبارهای نگهداری بروم تا ببینم آیا هنوز لوازم بیشتری داریم یا خیر.
The stockroom attendant is responsible for keeping track of inventory levels.
مسئول انبارهای نگهداری مسئول پیگیری سطح موجودی است.
We need to restock the shelves in the stockroom before the store opens.
ما باید قبل از باز شدن مغازه، قفسه های انبارهای نگهداری را دوباره پر کنیم.
The stockroom is located in the basement of the building.
انبارهای نگهداری در زیرزمین ساختمان قرار دارد.
The stockroom is off-limits to unauthorized personnel.
انبارهای نگهداری برای افراد غیرمجاز ممنوع است.
I'll be organizing the stockroom inventory this afternoon.
من این بعد از ظهر موجودی انبارهای نگهداری را سازماندهی خواهم کرد.
The stockroom is where we keep all the inventory.
انبارهای نگهداری جایی است که ما تمام موجودی را در آن نگهداری می کنیم.
I need to organize the stockroom before the new shipment arrives.
من باید انبارهای نگهداری را قبل از رسیدن محموله جدید سازماندهی کنم.
The stockroom is getting too crowded with all these boxes.
با وجود این جعبه ها، انبارهای نگهداری خیلی شلوغ شده است.
Employees are required to keep the stockroom neat and organized.
از کارکنان خواسته می شود که انبارهای نگهداری را مرتب و سازماندهی شده نگه دارند.
I'll go check the stockroom to see if we have any more supplies.
من می خواهم به انبارهای نگهداری بروم تا ببینم آیا هنوز لوازم بیشتری داریم یا خیر.
The stockroom attendant is responsible for keeping track of inventory levels.
مسئول انبارهای نگهداری مسئول پیگیری سطح موجودی است.
We need to restock the shelves in the stockroom before the store opens.
ما باید قبل از باز شدن مغازه، قفسه های انبارهای نگهداری را دوباره پر کنیم.
The stockroom is located in the basement of the building.
انبارهای نگهداری در زیرزمین ساختمان قرار دارد.
The stockroom is off-limits to unauthorized personnel.
انبارهای نگهداری برای افراد غیرمجاز ممنوع است.
I'll be organizing the stockroom inventory this afternoon.
من این بعد از ظهر موجودی انبارهای نگهداری را سازماندهی خواهم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید