| جمع | bellyaches |
| زمان گذشته | bellyached |
have a bellyache
درد دل داشتن
bellyache about something
شکایت کردن درباره چیزی
bellyaching session
جلسه غر زدن
bellyache over nothing
غر زدن بیدلیل
stop your bellyaching
غر زدنت را متوقف کن
i had a bellyache after eating too much candy.
من بعد از خوردن بیش از حد آبنبات دچار درد معده شدم.
she complained of a bellyache all night.
او تمام شب از درد معده شکایت کرد.
a bellyache can be a sign of indigestion.
درد معده میتواند نشانه ای از سوء هاضمه باشد.
he took some medicine for his bellyache.
او برای درد معدهاش کمی دارو مصرف کرد.
after the picnic, everyone had a bellyache.
بعد از پیک نیک، همه دچار درد معده شدند.
she tried to ignore her bellyache during the exam.
او سعی کرد درد معدهاش را در طول امتحان نادیده بگیرد.
my bellyache went away after i drank some ginger tea.
درد معدهام بعد از اینکه چای زنجبیل نوشیدم از بین رفت.
he often gets a bellyache when he eats too quickly.
او اغلب وقتی خیلی سریع غذا میخورد دچار درد معده میشود.
she was worried her bellyache might be something serious.
او نگران بود که درد معدهاش ممکن است جدی باشد.
after the spicy meal, i felt a bellyache coming on.
بعد از غذای تند، احساس کردم که درد معده در حال شروع است.
have a bellyache
درد دل داشتن
bellyache about something
شکایت کردن درباره چیزی
bellyaching session
جلسه غر زدن
bellyache over nothing
غر زدن بیدلیل
stop your bellyaching
غر زدنت را متوقف کن
i had a bellyache after eating too much candy.
من بعد از خوردن بیش از حد آبنبات دچار درد معده شدم.
she complained of a bellyache all night.
او تمام شب از درد معده شکایت کرد.
a bellyache can be a sign of indigestion.
درد معده میتواند نشانه ای از سوء هاضمه باشد.
he took some medicine for his bellyache.
او برای درد معدهاش کمی دارو مصرف کرد.
after the picnic, everyone had a bellyache.
بعد از پیک نیک، همه دچار درد معده شدند.
she tried to ignore her bellyache during the exam.
او سعی کرد درد معدهاش را در طول امتحان نادیده بگیرد.
my bellyache went away after i drank some ginger tea.
درد معدهام بعد از اینکه چای زنجبیل نوشیدم از بین رفت.
he often gets a bellyache when he eats too quickly.
او اغلب وقتی خیلی سریع غذا میخورد دچار درد معده میشود.
she was worried her bellyache might be something serious.
او نگران بود که درد معدهاش ممکن است جدی باشد.
after the spicy meal, i felt a bellyache coming on.
بعد از غذای تند، احساس کردم که درد معده در حال شروع است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید