stonelike texture
بافتمانند سنگ
stonelike appearance
ظاهرِ شبیه سنگ
stonelike quality
کیفیتِ شبیه سنگ
stonelike surface
سطحِ شبیه سنگ
stonelike form
فرمِ شبیه سنگ
stonelike features
ویژگیهای شبیه سنگ
stonelike consistency
همسانیِ شبیه سنگ
stonelike color
رنگِ شبیه سنگ
stonelike hardness
سختیِ شبیه سنگ
stonelike material
موادِ شبیه سنگ
his expression was stonelike as he listened to the news.
حالت چهرهاش مانند سنگ بود، در حالی که اخبار را گوش میکرد.
the statue stood there, stonelike and silent.
مجسمه آنجا ایستاده بود، مانند سنگ و بیصدا.
she felt a stonelike heaviness in her heart.
او سنگینی دل را احساس کرد.
his stonelike demeanor made it hard to read his emotions.
حالت چهرهی سنگ مانند او باعث میشد خواندن احساساتش دشوار باشد.
the ground was stonelike underfoot, making it hard to walk.
زمین زیر پا مانند سنگ بود و راه رفتن را دشوار میکرد.
she stared at him with a stonelike gaze.
او با نگاهی مانند سنگ به او خیره شد.
the mountain loomed stonelike against the sky.
کوه در برابر آسمان مانند سنگی ظاهر شد.
his voice was stonelike, devoid of any emotion.
صدای او مانند سنگ بود، عاری از هرگونه احساس.
they stood stonelike, unable to react to the surprise.
آنها مانند سنگ ایستاده بودند و نتوانستند به این غافلگیری واکنش نشان دهند.
the walls of the ancient castle were stonelike and imposing.
دیوارهای قلعهی باستانی مانند سنگ بودند و بسیار چشمگیر.
stonelike texture
بافتمانند سنگ
stonelike appearance
ظاهرِ شبیه سنگ
stonelike quality
کیفیتِ شبیه سنگ
stonelike surface
سطحِ شبیه سنگ
stonelike form
فرمِ شبیه سنگ
stonelike features
ویژگیهای شبیه سنگ
stonelike consistency
همسانیِ شبیه سنگ
stonelike color
رنگِ شبیه سنگ
stonelike hardness
سختیِ شبیه سنگ
stonelike material
موادِ شبیه سنگ
his expression was stonelike as he listened to the news.
حالت چهرهاش مانند سنگ بود، در حالی که اخبار را گوش میکرد.
the statue stood there, stonelike and silent.
مجسمه آنجا ایستاده بود، مانند سنگ و بیصدا.
she felt a stonelike heaviness in her heart.
او سنگینی دل را احساس کرد.
his stonelike demeanor made it hard to read his emotions.
حالت چهرهی سنگ مانند او باعث میشد خواندن احساساتش دشوار باشد.
the ground was stonelike underfoot, making it hard to walk.
زمین زیر پا مانند سنگ بود و راه رفتن را دشوار میکرد.
she stared at him with a stonelike gaze.
او با نگاهی مانند سنگ به او خیره شد.
the mountain loomed stonelike against the sky.
کوه در برابر آسمان مانند سنگی ظاهر شد.
his voice was stonelike, devoid of any emotion.
صدای او مانند سنگ بود، عاری از هرگونه احساس.
they stood stonelike, unable to react to the surprise.
آنها مانند سنگ ایستاده بودند و نتوانستند به این غافلگیری واکنش نشان دهند.
the walls of the ancient castle were stonelike and imposing.
دیوارهای قلعهی باستانی مانند سنگ بودند و بسیار چشمگیر.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید