stoppered

[ایالات متحده]/ˈstɒp.əd/
[بریتانیا]/ˈstɑː.pɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با درپوش مهر و موم شده
v. گذشته فعل درپوش گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

stoppered bottle

بطری درب‌دار

stoppered container

ظرف درب‌دار

stoppered jar

شیشه‌ درب‌دار

stoppered tube

لوله درب‌دار

stoppered flask

فلاسکی درب‌دار

stoppered vial

بطری درب‌دار کوچک

stoppered test tube

لوله آزمایش درب‌دار

stoppered canister

دیگ درب‌دار

stoppered decanter

جا منابعی درب‌دار

stoppered beaker

بشرط درب‌دار

جملات نمونه

the bottle was stoppered tightly to preserve the contents.

بطری به طور محکم بسته شده بود تا محتویات آن حفظ شود.

she stoppered the jar after adding the spices.

او بعد از اضافه کردن ادویه ها، پارچ را بست.

make sure the wine is stoppered before storing it.

مطمئن شوید که قبل از نگهداری آن، بطری شراب بسته شده است.

the scientist stoppered the test tube to prevent contamination.

دانشمند لوله آزمایش را بست تا از آلودگی جلوگیری کند.

he carefully stoppered the flask after the experiment.

او پس از آزمایش، فلاسک را با دقت بست.

the old perfume bottle was beautifully stoppered.

بطری عطر قدیمی به زیبایی بسته شده بود.

after pouring, she stoppered the container securely.

پس از ریختن، او ظرف را به طور ایمن بست.

the lab technician stoppered the samples for analysis.

تکنسین آزمایشگاه نمونه ها را برای تجزیه و تحلیل بست.

he found a stoppered vial in the old drawer.

او یک ویال دربسته در کشوی قدیمی پیدا کرد.

the stoppered bottle prevented any spills during transport.

بطری دربسته از هرگونه ریختگی در هنگام حمل و نقل جلوگیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید