straggler

[ایالات متحده]/'stræɡlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که عقب می‌افتد، سرگردان می‌شود یا پرسه می‌زند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

the lone straggler

گمشده تنها

جملات نمونه

The straggler fell behind the rest of the group.

افرینگر از بقیه گروه عقب افتاد.

The straggler finally caught up with the main group.

افرینگر سرانجام به گروه اصلی رسید.

The straggler was the last one to finish the race.

افرینگر آخرین کسی بود که مسابقه را به پایان رساند.

The straggler struggled to keep up with the pace of the hike.

افرینگر برای هماهنگی با سرعت پیاده‌روی تلاش کرد.

The straggler got lost in the forest.

افرینگر در جنگل گم شد.

Don't be a straggler, try to stay with the group.

افرینگر نباشید، سعی کنید با گروه بمانید.

The straggler was left behind due to a minor injury.

افرینگر به دلیل آسیب جزئی عقب ماند.

The straggler was struggling to keep up with the fast-paced conversation.

افرینگر برای هماهنگی با سرعت مکالمه تلاش کرد.

The straggler was the only one who didn't make it to the meeting on time.

افرینگر تنها کسی بود که نتوانست به موقع به جلسه برسد.

The straggler enjoyed the solitude of being behind the group.

افرینگر از تنهایی عقب ماندن از گروه لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید