roamer

[ایالات متحده]/[ˈrəʊmə]/
[بریتانیا]/[ˈroʊmər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که از مکانی به مکان دیگر سفر می‌کند، به‌ویژه بدون داشتن خانه‌ یا مسیر ثابت؛ حیوانی که در جستجوی غذا در مساحت وسیعی سفر می‌کند.
v. از مکانی به مکان دیگر سفر کردن.
Word Forms
جمعroamers

عبارات و ترکیب‌ها

free roamer

گردشگر آزاد

lone roamer

گردشگر تنها

street roamer

گردشگر خیابانی

roamer's guide

راهنمای گردشگر

roamer's choice

انتخاب گردشگر

جملات نمونه

the lone roamer wandered through the ancient forest.

گردشگر تنها در جنگل باستانی سرگردان بود.

he was a seasoned roamer of the high seas.

او یک گردشگر با تجربه در دریاهای آزاد بود.

a wildlife roamer, she studied animal migration patterns.

یک گردشگر حیات وحش، الگوهای مهاجرت حیوانات را مطالعه می‌کرد.

the roamer’s spirit yearned for new adventures.

روح گردشگر مشتاق ماجراجویی‌های جدید بود.

the desert roamer sought shade from the scorching sun.

گردشگر صحرا سایه را از خورشید سوزان می‌جست.

he was a prolific roamer of art galleries.

او یک گردشگر پربار از گالری‌های هنری بود.

the city roamer explored hidden alleyways and cafes.

گردشگر شهر، کوچه‌های پنهان و کافه‌ها را کشف کرد.

a dedicated roamer, she documented local folklore.

یک گردشگر متعهد، فولکلور محلی را مستند می‌کرد.

the roamer’s journey took him across continents.

سفر گردشگر او را از قاره‌ها عبور داد.

he was a free roamer, unbound by convention.

او یک گردشگر آزاد بود، بدون محدودیت توسط قرارداد.

the night roamer observed the stars with fascination.

گردشگر شب با علاقه به ستارگان نگاه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید