strangeling

[ایالات متحده]/[ˈstræŋɡəlɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈstræŋɡəlɪŋ]/

ترجمه

n. یک فرد یا چیزی که دچار مشکل یا ناراحتی می‌شود؛ یک مزاحمت. یک فرد که در چیزی ناتوان یا دچار سختی است.
v. به طور مکرر ناراحت کردن یا اذیت دادن. مانع یا مسدود کردن پیشرفت.

جملات نمونه

the strangeling's grip tightened on the rope.

گرفتاری عجیب روی کش را محکم کرد.

she felt a strangeling in her throat, unable to speak.

او یک گرفتاری عجیب در گلویش احساس کرد و نتوانست گویی.

the strangeling of fear gripped him as he entered the dark room.

گرفتاری از خوف او را در هنگام ورود به اتاق تاریک فشار داد.

a strangeling of sadness washed over her face.

یک گرفتاری از افسوس روی چهره او شست.

he experienced a strangeling of anxiety before the presentation.

او قبل از ارائه یک گرفتاری از نگرانی را تجربه کرد.

the strangeling of guilt weighed heavily on his conscience.

گرفتاری از شرم به طور جدی روی ضمیر او فشار وارد کرد.

she fought against the strangeling of panic during the storm.

او در طول باران علیه گرفتاری از پانیک مبارزه کرد.

a sudden strangeling of pain shot through his arm.

یک گرفتاری ناگهانی از درد از دست او گذشت.

the strangeling of excitement filled the children as they waited for christmas.

گرفتاری از شوق کودکان را در حالی که منتظر عید غدیر بودند پر کرد.

he described a strangeling of helplessness after the accident.

او یک گرفتاری از بی‌نیرویی را پس از حادثه توصیف کرد.

the strangeling of anticipation grew as the curtain rose.

گرفتاری از انتظار در هنگام بالا رفتن پرده افزایش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید