strappy

[ایالات متحده]/ˈstræpi/
[بریتانیا]/ˈstræpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (از کفش‌ها یا لباس‌ها) دارای بندها

عبارات و ترکیب‌ها

strappy sandals

صندل بندی

strappy dress

لباس بند دار

strappy heels

پاشنه بند دار

strappy top

تاپ بند دار

strappy bra

سوتین بند دار

strappy shoes

کفش بند دار

strappy jumpsuit

جامپ سوییت بند دار

strappy bodysuit

بدوی بند دار

strappy swimsuit

لباس شنای بند دار

strappy outfit

لباس بند دار

جملات نمونه

she wore a beautiful strappy dress to the party.

او یک لباس بند دار زیبا به مهمانی پوشید.

the strappy sandals were perfect for the summer.

صندل های بند دار برای تابستان عالی بودند.

he admired her strappy heels as she walked by.

وقتی از کنارش رد شد، او کفش های پاشنه بلند بند دارش را تحسین کرد.

she prefers strappy tops for a casual look.

او ترجیح می دهد برای یک ظاهر غیررسمی از تاپ های بند دار استفاده کند.

the designer showcased a collection of strappy outfits.

طراح مجموعه ای از لباس های بند دار را به نمایش گذاشت.

strappy swimsuits are trending this season.

لباس شنای بند دار در این فصل مد است.

he bought a pair of strappy shoes for the wedding.

او یک جفت کفش بند دار برای عروسی خرید.

her strappy bag matched perfectly with her dress.

کیف بند دارش به طور کامل با لباسش مطابقت داشت.

they danced gracefully in their strappy outfits.

آنها به طور ظریف در لباس های بند دار خود رقصیدند.

strappy details can elevate a simple outfit.

جزئیات بند دار می توانند یک لباس ساده را ارتقا دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید