stratagem

[ایالات متحده]/ˈstrætədʒəm/
[بریتانیا]/ˈstrætədʒəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک طرح یا نقشه حیله‌گر؛ یک تاکتیک هوشمندانه یا فریبنده.
Word Forms

جملات نمونه

all the stratagems you've worked out are rendered void.

تمام نقشه‌هایی که طراحی کرده‌اید بی‌فایده می‌شوند.

Knit your brows and you will hit upon a stratagem.

ابروهای خود را درهم گره کنید و به یک نقشه‌ راهی دست خواهید یافت.

That you have used every ruthless stratagem to win the much-coveted promotion hasn't endeared you to your rivals.

این واقعیت که شما از هر ترفند بی‌رحمانه برای به دست آوردن ارتقای بسیار مورد نظر استفاده کرده‌اید، باعث نشده که رقبای شما شما را دوست داشته باشند.

But when the forbidden months are past, then fight and slay the Pagans wherever ye find them, an seize them, beleaguer them, and lie in wait for them in every stratagem (of war);

اما زمانی که ماه‌های ممنوعه سپری شدند، در هر راهی که پیدا می‌کنید، با آنها بجنگید و آنها را بکشید، آنها را به دست بگیرید، آنها را محاصره کنید و در هر نقشه‌ای (جنگ) در کمین آنها باشید.

to devise a cunning stratagem

برای طراحی یک نقشه‌ی زیرکانه

to employ a clever stratagem

برای استفاده از یک نقشه‌ی باهوشانه

to outsmart the enemy with a stratagem

برای فریب دادن دشمن با یک نقشه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید