strengtheningly

[ایالات متحده]/ˈstrɛŋθənɪŋli/
[بریتانیا]/ˈstrɛŋkθənɪŋli/

ترجمه

adv. به روشی که تقویت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

strengtheningly effective

به طور موثر و تقویت شده

strengtheningly positive

به طور مثبت و تقویت شده

strengtheningly supportive

حمایت کننده و تقویت شده

strengtheningly focused

متمرکز و تقویت شده

strengtheningly collaborative

همکاری کننده و تقویت شده

strengtheningly engaging

جذاب و تقویت شده

strengtheningly innovative

نوآورانه و تقویت شده

strengtheningly connected

متصل و تقویت شده

strengtheningly aligned

تراز شده و تقویت شده

strengtheningly integrated

یکپارچه و تقویت شده

جملات نمونه

strengtheningly, we must focus on our teamwork.

به طور قوی، ما باید بر کار گروهی خود تمرکز کنیم.

she spoke strengtheningly about the importance of education.

او به طور قوی در مورد اهمیت آموزش صحبت کرد.

strengtheningly, the community came together to support the cause.

به طور قوی، جامعه گرد هم آمد تا از این هدف حمایت کند.

he presented his ideas strengtheningly in the meeting.

او به طور قوی ایده های خود را در جلسه ارائه کرد.

strengtheningly, they addressed the challenges ahead.

به طور قوی، آنها به چالش های پیش رو پرداختند.

she advocated strengtheningly for environmental protection.

او به طور قوی از حفاظت از محیط زیست حمایت کرد.

strengtheningly, we need to improve our communication skills.

به طور قوی، ما باید مهارت های ارتباطی خود را بهبود بخشیم.

he argued strengtheningly for the rights of workers.

او به طور قوی از حقوق کارگران حمایت کرد.

strengtheningly, they implemented new policies for safety.

به طور قوی، آنها سیاست های جدید برای ایمنی اجرا کردند.

she led the team strengtheningly through the project.

او به طور قوی تیم را در طول پروژه هدایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید