fortifyingly rich
بسیار مغذی و غنی
fortifyingly warm
بسیار گرم و مغذی
fortifyingly sweet
بسیار شیرین و مغذی
fortifyingly bold
بسیار جسورانه و مغذی
fortifyingly hearty
بسیار مقوی و دلپذیر
fortifyingly spicy
بسیار تند و مغذی
fortifyingly tasty
بسیار خوشمزه و مغذی
fortifyingly nourishing
بسیار مغذی کننده
fortifyingly filling
بسیار سیر کننده و مغذی
fortifyingly energizing
بسیار انرژی زا و مغذی
the soup was fortifyingly rich, perfect for a cold day.
سوپ به طرز تقویتکنندهای غنی بود، برای یک روز سرد عالی.
she found the fortifyingly sweet dessert to be a delightful treat.
او دسر به طرز تقویتکنندهای شیرین را یک خوشی لذتبخش یافت.
the fortifyingly spicy dish warmed her from the inside out.
غذا به طرز تقویتکنندهای تند او را از درون گرم کرد.
his fortifyingly positive attitude inspired the whole team.
نگاه مثبت و به طرز تقویتکنندهای او، کل تیم را الهام بخشید.
the fortifyingly hearty breakfast gave him the energy he needed.
صبحانهی به طرز تقویتکنندهای مقوی، انرژی مورد نیاز او را فراهم کرد.
the fortifyingly herbal tea helped her relax after a long day.
چای گیاهی به طرز تقویتکنندهای به او کمک کرد تا بعد از یک روز طولانی آرامش بگیرد.
he enjoyed a fortifyingly nutritious smoothie every morning.
او هر روز صبح از یک اسموتی مقوی و به طرز تقویتکنندهای لذت میبرد.
the fortifyingly dense bread kept them full for hours.
نان به طرز تقویتکنندهای غلیظ آنها را برای ساعتها سیر نگه داشت.
they shared a fortifyingly warm conversation by the fireplace.
آنها یک مکالمهی گرم و به طرز تقویتکنندهای کنار شومینه داشتند.
the fortifyingly rich chocolate was a perfect end to the meal.
شکلات غنی و به طرز تقویتکنندهای، پایان مناسبی برای غذا بود.
fortifyingly rich
بسیار مغذی و غنی
fortifyingly warm
بسیار گرم و مغذی
fortifyingly sweet
بسیار شیرین و مغذی
fortifyingly bold
بسیار جسورانه و مغذی
fortifyingly hearty
بسیار مقوی و دلپذیر
fortifyingly spicy
بسیار تند و مغذی
fortifyingly tasty
بسیار خوشمزه و مغذی
fortifyingly nourishing
بسیار مغذی کننده
fortifyingly filling
بسیار سیر کننده و مغذی
fortifyingly energizing
بسیار انرژی زا و مغذی
the soup was fortifyingly rich, perfect for a cold day.
سوپ به طرز تقویتکنندهای غنی بود، برای یک روز سرد عالی.
she found the fortifyingly sweet dessert to be a delightful treat.
او دسر به طرز تقویتکنندهای شیرین را یک خوشی لذتبخش یافت.
the fortifyingly spicy dish warmed her from the inside out.
غذا به طرز تقویتکنندهای تند او را از درون گرم کرد.
his fortifyingly positive attitude inspired the whole team.
نگاه مثبت و به طرز تقویتکنندهای او، کل تیم را الهام بخشید.
the fortifyingly hearty breakfast gave him the energy he needed.
صبحانهی به طرز تقویتکنندهای مقوی، انرژی مورد نیاز او را فراهم کرد.
the fortifyingly herbal tea helped her relax after a long day.
چای گیاهی به طرز تقویتکنندهای به او کمک کرد تا بعد از یک روز طولانی آرامش بگیرد.
he enjoyed a fortifyingly nutritious smoothie every morning.
او هر روز صبح از یک اسموتی مقوی و به طرز تقویتکنندهای لذت میبرد.
the fortifyingly dense bread kept them full for hours.
نان به طرز تقویتکنندهای غلیظ آنها را برای ساعتها سیر نگه داشت.
they shared a fortifyingly warm conversation by the fireplace.
آنها یک مکالمهی گرم و به طرز تقویتکنندهای کنار شومینه داشتند.
the fortifyingly rich chocolate was a perfect end to the meal.
شکلات غنی و به طرز تقویتکنندهای، پایان مناسبی برای غذا بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید