strenuosities

[ایالات متحده]/ˌstrɛn.juˈɒs.ɪ.tiz/
[بریتانیا]/ˌstrɛn.juˈɑː.sɪ.tiz/

ترجمه

n. تلاش‌ها یا کوشش‌های بزرگ

عبارات و ترکیب‌ها

physical strenuosities

سختی های جسمانی

mental strenuosities

سختی های ذهنی

strenuosities of life

سختی های زندگی

overcoming strenuosities

غلبه بر سختی ها

strenuosities faced

سختی های مواجه شده

daily strenuosities

سختی های روزمره

strenuosities encountered

سختی های برخورد شده

strenuosities of training

سختی های تمرین

strenuosities in sports

سختی های ورزشی

strenuosities of work

سختی های کار

جملات نمونه

his strenuosities in training paid off during the competition.

تلاش‌های زیاد او در تمرین، در طول مسابقه نتیجه داد.

the strenuosities of the project required a dedicated team.

مشکلات پروژه نیاز به یک تیم اختصاصی داشت.

despite the strenuosities, she remained optimistic about the outcome.

با وجود مشکلات، او در مورد نتیجه همچنان خوش بین بود.

his strenuosities were evident in his remarkable achievements.

تلاش‌های زیاد او در دستاورد‌های قابل توجه او آشکار بود.

the strenuosities of daily life can be overwhelming at times.

مشکلات زندگی روزمره گاهی اوقات می‌تواند طاقت فرسا باشد.

she faced the strenuosities of her job with grace.

او با وقار با مشکلات شغلی خود روبرو شد.

overcoming strenuosities is part of personal growth.

غلبه بر مشکلات بخشی از رشد شخصی است.

his strenuosities in research led to groundbreaking discoveries.

تلاش‌های زیاد او در تحقیقات منجر به کشف‌های پیشگامانه شد.

training for the marathon involved many strenuosities.

آمادگی برای ماراتن شامل مشکلات زیادی بود.

the strenuosities of the climb tested their limits.

مشکلات صعود، محدودیت‌های آنها را آزمایش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید