endeavors

[ایالات متحده]/ɪnˈdɛvəz/
[بریتانیا]/ɪnˈdɛvərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تلاش‌ها یا کوشش‌ها برای دستیابی به چیزی
v. تلاش می‌کند یا سعی می‌کند کاری انجام دهد

عبارات و ترکیب‌ها

new endeavors

تلاش‌های جدید

personal endeavors

تلاش‌های شخصی

joint endeavors

تلاش‌های مشترک

future endeavors

تلاش‌های آینده

creative endeavors

تلاش‌های خلاقانه

business endeavors

تلاش‌های تجاری

academic endeavors

تلاش‌های علمی

charitable endeavors

تلاش‌های خیریه

successful endeavors

تلاش‌های موفق

community endeavors

تلاش‌های اجتماعی

جملات نمونه

our team endeavors to improve customer satisfaction.

تیم ما تلاش می‌کند تا رضایت مشتری را بهبود بخشد.

she endeavors to balance work and family life.

او تلاش می‌کند تا بین کار و زندگی خانوادگی تعادل برقرار کند.

the company endeavors to reduce its carbon footprint.

شرکت تلاش می‌کند تا ردپای کربنی خود را کاهش دهد.

he endeavors to learn a new language every year.

او تلاش می‌کند هر سال یک زبان جدید یاد بگیرد.

they endeavor to create innovative solutions for their clients.

آنها تلاش می‌کنند تا راه حل‌های نوآورانه برای مشتریان خود ایجاد کنند.

our organization endeavors to support local communities.

سازمان ما تلاش می‌کند تا از جوامع محلی حمایت کند.

she endeavors to maintain a healthy lifestyle.

او تلاش می‌کند تا یک سبک زندگی سالم را حفظ کند.

the researchers endeavor to find a cure for the disease.

محققان تلاش می‌کنند تا درمانی برای این بیماری پیدا کنند.

he endeavors to inspire others through his work.

او تلاش می‌کند تا دیگران را از طریق کار خود الهام بخشد.

they endeavor to achieve their goals despite challenges.

آنها تلاش می‌کنند تا با وجود چالش‌ها به اهداف خود برسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید