strewn about
پراکنده در همه جا
strewn across
پراکنده در سراسر
strewn with
پراکنده با
strewn along
پراکنده در طول
strewn everywhere
پراکنده در همه جا
strewn around
پراکنده در اطراف
strewn on
پراکنده روی
strewn throughout
پراکنده در سراسر
strewn down
پراکنده به سمت پایین
strewn behind
پراکنده پشت
the garden was strewn with colorful flowers.
باغ با گلهای رنگارنگ پوشیده شده بود.
after the party, the floor was strewn with confetti.
بعد از مهمانی، کف با کنفتی پوشیده شده بود.
old newspapers were strewn across the living room.
روزنامههای قدیمی در سراسر اتاق نشیمن پخش شده بودند.
the beach was strewn with seashells and driftwood.
ساحل با صدفها و الوارهای چوبی پوشیده شده بود.
her clothes were strewn all over the bedroom floor.
لباسهای او در سراسر کف اتاق خواب پخش شده بودند.
leaves were strewn around the park in autumn.
در پاییز، برگها در اطراف پارک پخش شده بودند.
the evidence was strewn throughout the crime scene.
شواهد در سراسر صحنه جرم پخش شده بودند.
books were strewn haphazardly on the shelves.
کتابها به طور پراکنده روی قفسهها پخش شده بودند.
the road was strewn with debris after the storm.
بعد از طوفان، جاده با آوار پوشیده شده بود.
he found his toys strewn across the yard.
او اسباببازیهای خود را در سراسر حیاط پخش شده یافت.
strewn about
پراکنده در همه جا
strewn across
پراکنده در سراسر
strewn with
پراکنده با
strewn along
پراکنده در طول
strewn everywhere
پراکنده در همه جا
strewn around
پراکنده در اطراف
strewn on
پراکنده روی
strewn throughout
پراکنده در سراسر
strewn down
پراکنده به سمت پایین
strewn behind
پراکنده پشت
the garden was strewn with colorful flowers.
باغ با گلهای رنگارنگ پوشیده شده بود.
after the party, the floor was strewn with confetti.
بعد از مهمانی، کف با کنفتی پوشیده شده بود.
old newspapers were strewn across the living room.
روزنامههای قدیمی در سراسر اتاق نشیمن پخش شده بودند.
the beach was strewn with seashells and driftwood.
ساحل با صدفها و الوارهای چوبی پوشیده شده بود.
her clothes were strewn all over the bedroom floor.
لباسهای او در سراسر کف اتاق خواب پخش شده بودند.
leaves were strewn around the park in autumn.
در پاییز، برگها در اطراف پارک پخش شده بودند.
the evidence was strewn throughout the crime scene.
شواهد در سراسر صحنه جرم پخش شده بودند.
books were strewn haphazardly on the shelves.
کتابها به طور پراکنده روی قفسهها پخش شده بودند.
the road was strewn with debris after the storm.
بعد از طوفان، جاده با آوار پوشیده شده بود.
he found his toys strewn across the yard.
او اسباببازیهای خود را در سراسر حیاط پخش شده یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید