strewn

[ایالات متحده]/struːn/
[بریتانیا]/struːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پخش شده یا پراکنده بر روی یک سطح
v. شکل گذشته participle از strew

عبارات و ترکیب‌ها

strewn about

پراکنده در همه جا

strewn across

پراکنده در سراسر

strewn with

پراکنده با

strewn along

پراکنده در طول

strewn everywhere

پراکنده در همه جا

strewn around

پراکنده در اطراف

strewn on

پراکنده روی

strewn throughout

پراکنده در سراسر

strewn down

پراکنده به سمت پایین

strewn behind

پراکنده پشت

جملات نمونه

the garden was strewn with colorful flowers.

باغ با گل‌های رنگارنگ پوشیده شده بود.

after the party, the floor was strewn with confetti.

بعد از مهمانی، کف با کنفتی پوشیده شده بود.

old newspapers were strewn across the living room.

روزنامه‌های قدیمی در سراسر اتاق نشیمن پخش شده بودند.

the beach was strewn with seashells and driftwood.

ساحل با صدف‌ها و الوارهای چوبی پوشیده شده بود.

her clothes were strewn all over the bedroom floor.

لباس‌های او در سراسر کف اتاق خواب پخش شده بودند.

leaves were strewn around the park in autumn.

در پاییز، برگ‌ها در اطراف پارک پخش شده بودند.

the evidence was strewn throughout the crime scene.

شواهد در سراسر صحنه جرم پخش شده بودند.

books were strewn haphazardly on the shelves.

کتاب‌ها به طور پراکنده روی قفسه‌ها پخش شده بودند.

the road was strewn with debris after the storm.

بعد از طوفان، جاده با آوار پوشیده شده بود.

he found his toys strewn across the yard.

او اسباب‌بازی‌های خود را در سراسر حیاط پخش شده یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید