guitar strummed
گیتر نواخته شد
softly strummed
به آرامی نواخته شد
quickly strummed
به سرعت نواخته شد
melody strummed
ملودی نواخته شد
lightly strummed
به ملایمت نواخته شد
strummed chords
آکوردها نواخته شدند
strummed rhythm
ریتم نواخته شد
strummed tune
ملودی نواخته شد
strummed notes
نتها نواخته شدند
strummed softly
به آرامی نواخته شد
the musician strummed the guitar softly.
موسیقیدان به آرامی گیتار را نوازش کرد.
she strummed a cheerful tune to lift everyone's spirits.
او یک ملودی شاد برای بالا بردن روحیه همه نوازش کرد.
he strummed the strings with great passion.
او با شور و اشتیاق زیادی سیم ها را نوازش کرد.
the band strummed their instruments in perfect harmony.
گروه با هماهنگی کامل سازهای خود را نوازش کردند.
as the sun set, he strummed a lullaby.
همانطور که خورشید غروب می کرد، او یک آهنگ زمزمه را نوازش کرد.
she strummed her ukulele while sitting by the beach.
او در حالی که کنار ساحل نشسته بود، یوکلول خود را نوازش کرد.
he strummed the chords and sang along.
او آکوردها را نوازش کرد و همراهی کرد.
the sound of strummed guitars filled the air.
صدای گیتارهای نوازش شده هوا را پر کرد.
they strummed together in a joyful jam session.
آنها با هم در یک جلسه بداهه نوازی شاد نوازش کردند.
she strummed absentmindedly while lost in thought.
او در حالی که غرق در فکر بود، به طور غیرمنتظره نوازش کرد.
guitar strummed
گیتر نواخته شد
softly strummed
به آرامی نواخته شد
quickly strummed
به سرعت نواخته شد
melody strummed
ملودی نواخته شد
lightly strummed
به ملایمت نواخته شد
strummed chords
آکوردها نواخته شدند
strummed rhythm
ریتم نواخته شد
strummed tune
ملودی نواخته شد
strummed notes
نتها نواخته شدند
strummed softly
به آرامی نواخته شد
the musician strummed the guitar softly.
موسیقیدان به آرامی گیتار را نوازش کرد.
she strummed a cheerful tune to lift everyone's spirits.
او یک ملودی شاد برای بالا بردن روحیه همه نوازش کرد.
he strummed the strings with great passion.
او با شور و اشتیاق زیادی سیم ها را نوازش کرد.
the band strummed their instruments in perfect harmony.
گروه با هماهنگی کامل سازهای خود را نوازش کردند.
as the sun set, he strummed a lullaby.
همانطور که خورشید غروب می کرد، او یک آهنگ زمزمه را نوازش کرد.
she strummed her ukulele while sitting by the beach.
او در حالی که کنار ساحل نشسته بود، یوکلول خود را نوازش کرد.
he strummed the chords and sang along.
او آکوردها را نوازش کرد و همراهی کرد.
the sound of strummed guitars filled the air.
صدای گیتارهای نوازش شده هوا را پر کرد.
they strummed together in a joyful jam session.
آنها با هم در یک جلسه بداهه نوازی شاد نوازش کردند.
she strummed absentmindedly while lost in thought.
او در حالی که غرق در فکر بود، به طور غیرمنتظره نوازش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید