suavity

[ایالات متحده]/ˈswɑː.və.ti/
[بریتانیا]/ˈswɑː.və.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت شیک بودن؛ نرمی یا جذابیت در تعاملات اجتماعی
Word Forms
جمعsuavities

عبارات و ترکیب‌ها

suavity of speech

ظرافت بیان

suavity in manner

ظرافت در رفتار

suavity and charm

ظرافت و جذابیت

suavity of style

ظرافت سبک

suavity of approach

ظرافت در برخورد

suavity in conversation

ظرافت در گفتگو

suavity of presence

ظرافت حضور

suavity of touch

ظرافت لمس

suavity of tone

ظرافت لحن

suavity in behavior

ظرافت در رفتار

جملات نمونه

his suavity made him a popular figure at social gatherings.

ظرافت و جذابیت او باعث شد در مهمانی‌ها چهره‌ای محبوب باشد.

she spoke with such suavity that everyone was captivated.

او با چنان ظرافت صحبت می‌کرد که همه را مجذوب خود کرد.

the diplomat handled the negotiations with great suavity.

دیپلمات مذاکرات را با ظرافت فراوان مدیریت کرد.

his suavity often masked his true intentions.

ظرافت او اغلب قصد و نیت واقعی‌اش را پنهان می‌کرد.

with suavity and charm, he won over the audience.

با ظرافت و جذابیت، او توانست مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهد.

the suavity of her demeanor impressed everyone present.

ظرافت رفتارش بر همه حاضران تأثیر گذاشت.

his suavity in conversation made him a great host.

ظرافت او در صحبت کردن باعث شد میزبان خوبی باشد.

she handled the criticism with suavity and grace.

او انتقاد را با ظرافت و وقار مدیریت کرد.

the actor's suavity on screen was mesmerizing.

ظرافت بازیگر در صفحه نمایش مسحور کننده بود.

his suavity was evident in every interaction.

ظرافت او در هر تعاملی آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید