subcontracted

[ایالات متحده]/ˌsʌb.kənˈtræktɪd/
[بریتانیا]/ˌsʌb.kənˈtræktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تخصیص یک بخش از قرارداد به طرف دیگر؛ انجام یک قرارداد از طریق پیمانکار دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

subcontracted work

کار پیمانکاری

subcontracted tasks

وظایف پیمانکاری

subcontracted services

خدمات پیمانکاری

subcontracted projects

پروژه‌های پیمانکاری

subcontracted labor

نیروی کار پیمانکاری

subcontracted agreements

قراردادهای پیمانکاری

subcontracted vendors

تامین‌کنندگان پیمانکاری

subcontracted jobs

مشاغل پیمانکاری

subcontracted contracts

قراردادهای پیمانکاری

subcontracted partners

همکاران پیمانکاری

جملات نمونه

the project was subcontracted to a smaller firm.

پروژه به یک شرکت کوچکتر پیمانکاری واگذار شد.

many tasks were subcontracted to improve efficiency.

وظایف زیادی برای بهبود کارایی به پیمانکاران واگذار شد.

we subcontracted the design work to a specialist.

ما طراحی را به یک متخصص پیمانکاری واگذار کردیم.

the company subcontracted its it services.

شرکت خدمات فناوری اطلاعات خود را به پیمانکاران واگذار کرد.

they subcontracted the construction to a local contractor.

آنها ساخت و ساز را به یک پیمانکار محلی واگذار کردند.

subcontracted employees often have different benefits.

کارمندان پیمانکاری اغلب مزایای متفاوتی دارند.

we decided to have the cleaning services subcontracted.

ما تصمیم گرفتیم خدمات نظافتی را به پیمانکاران واگذار کنیم.

the firm subcontracted its logistics to save costs.

شرکت لجستیک خود را به پیمانکاران واگذار کرد تا هزینه ها را کاهش دهد.

subcontracted work can sometimes lead to quality issues.

کار پیمانکاری گاهی اوقات می تواند منجر به مشکلات کیفیتی شود.

they subcontracted the marketing campaign to an agency.

آنها کمپین بازاریابی را به یک آژانس پیمانکاری واگذار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید