sublimity

[ایالات متحده]/sə'blɪmɪtɪ/
[بریتانیا]/səb'lɪməti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عظمت، وقار، نجابت.
Word Forms

جملات نمونه

did not its sublimity overpass a little the bounds of the ridiculous?.

آیا عظمت آن کمی از حدود مضحک فراتر نرفت؟.

The painting captured the sublimity of the natural landscape.

نقاشی، والایی منظره طبیعی را به تصویر کشید.

She was in awe of the sublimity of the majestic mountains.

او از والایی کوه‌های باشکوه شگفت‌زده شده بود.

The music filled the room with a sense of sublimity.

موسیقی اتاق را با حسی از والایی پر کرد.

His speech was filled with eloquence and sublimity.

سخنرانی او با فصاحت و والایی پر شده بود.

The cathedral's architecture exuded a sense of sublimity.

معماری کلیسا حسی از والایی را از خود ساطع می‌کرد.

The novel's prose captured the sublimity of human emotions.

سبک نثر رمان، والایی احساسات انسانی را به تصویر کشید.

The sunset over the ocean was a moment of sublimity.

غروب خورشید بر فراز اقیانوس، لحظه‌ای از والایی بود.

The ballet performance was a display of artistic sublimity.

اجرای باله، نمایشی از والایی هنری بود.

The poet's words conveyed a sense of sublimity and transcendence.

کلمات شاعر، حسی از والایی و فراتر رفتن را منتقل می‌کردند.

The sublimity of the symphony left the audience in awe.

والایی سمفونی، مخاطبان را شگفت‌زده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید