subsaharan

[ایالات متحده]/ˌsʌb.səˈhɑː.rən/
[بریتانیا]/ˌsʌb.səˈhɑːr.ən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به منطقه آفریقا در جنوب صحرای بزرگ آفریقا

عبارات و ترکیب‌ها

subsaharan economy

اقتصاد زیر صحرایی

subsaharan region

منطقه زیر صحرایی

subsaharan africa

آفریقای زیر صحرایی

subsaharan countries

کشورهای زیر صحرایی

subsaharan development

توسعه زیر صحرایی

subsaharan issues

مشکلات زیر صحرایی

subsaharan markets

بازارهای زیر صحرایی

subsaharan population

جمعیت زیر صحرایی

subsaharan trade

تجارت زیر صحرایی

subsaharan resources

منابع زیر صحرایی

جملات نمونه

subsaharan africa faces numerous challenges in development.

آفریقای جنوب صحرایی با چالش‌های متعددی در زمینه توسعه روبرو است.

many countries in the subsaharan region rely on agriculture.

بسیاری از کشورها در منطقه جنوب صحرایی به کشاورزی متکی هستند.

education is a key issue in subsaharan communities.

آموزش و پرورش یک مسئله کلیدی در جوامع جنوب صحرایی است.

health care access is limited in subsaharan areas.

دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی در مناطق جنوب صحرایی محدود است.

subsaharan nations are rich in cultural diversity.

کشورهای جنوب صحرایی از نظر فرهنگی بسیار متنوع هستند.

climate change significantly impacts subsaharan agriculture.

تغییرات آب و هوایی به طور قابل توجهی بر کشاورزی جنوب صحرایی تأثیر می گذارد.

economic growth in subsaharan africa is on the rise.

رشد اقتصادی در آفریقای جنوب صحرایی در حال افزایش است.

subsaharan wildlife conservation is crucial for biodiversity.

حفاظت از حیات وحش در جنوب صحرایی برای حفظ تنوع زیستی بسیار مهم است.

infrastructure development is essential in subsaharan regions.

توسعه زیرساخت‌ها در مناطق جنوب صحرایی ضروری است.

women in subsaharan africa play a vital role in society.

زنان در آفریقای جنوب صحرایی نقش مهمی در جامعه ایفا می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید