subtractively

[ایالات متحده]/[sʌbˈtræktɪvli]/
[بریتانیا]/[səbˈtræktɪvli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که شامل کم کردن باشد؛ با کم کردن؛ به روشی که بر حذف یا کاهش چیزی تأکید می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

subtractively comparing

مقایسه‌ای تفریق

subtractively assessed

ارزیابی تفریق

subtractively calculated

محاسبه تفریق

subtractively analyzed

تجزیه و تحلیل تفریق

subtractively defined

تعریف تفریق

subtractively measured

اندازه‌گیری تفریق

subtractively adjusted

تنظیم تفریق

subtractively evaluating

ارزیابی تفریق

subtractively determining

تعیین تفریق

subtractively approaching

رویکرد تفریق

جملات نمونه

the artist worked subtractively, carving away stone to reveal the sculpture.

هنرمند به صورت کاهشی کار می‌کرد، سنگ را از بین می‌برد تا مجسمه را نمایان کند.

we assessed the project’s value subtractively, considering what was lost during the delays.

ما ارزش پروژه را به صورت کاهشی ارزیابی کردیم، در نظر گرفتیم چه در طول تاخیرها از دست رفته است.

the critic analyzed the film subtractively, focusing on its shortcomings and weaknesses.

منتقد فیلم را به صورت کاهشی تجزیه و تحلیل کرد و بر نقاط ضعف و کاستی‌های آن تمرکز کرد.

the designer approached the problem subtractively, removing unnecessary elements for clarity.

طراح با رویکردی کاهشی به مشکل پرداخت و برای وضوح، عناصر غیرضروری را حذف کرد.

the chef refined the recipe subtractively, gradually removing ingredients to achieve the perfect balance.

سرآشپز دستور غذا را به صورت کاهشی بهبود بخشید و به تدریج مواد لازم را حذف کرد تا به تعادل کامل برسد.

the editor revised the manuscript subtractively, cutting out redundancies and improving flow.

ویراستار دست‌نویس را به صورت کاهشی بازبینی کرد و اضافه‌کاری‌ها را حذف و جریان را بهبود بخشید.

the historian examined the evidence subtractively, stripping away biases to find the core facts.

تاریخ‌نگار مدارک را به صورت کاهشی بررسی کرد و با حذف تعصبات، به دنبال حقایق اصلی بود.

the composer arranged the piece subtractively, removing sections to create a more minimalist sound.

آهنگساز قطعه را به صورت کاهشی تنظیم کرد و با حذف بخش‌هایی، صدایی مینیمال‌تر ایجاد کرد.

the sculptor thought subtractively, visualizing the material to be removed.

مجسمه‌ساز به صورت کاهشی فکر می‌کرد و موادی را که باید حذف شود، تجسم می‌کرد.

the writer revised the draft subtractively, deleting unnecessary phrases and sentences.

نویسنده پیش‌نویس را به صورت کاهشی بازبینی کرد و عبارات و جملات غیرضروری را حذف کرد.

the engineer designed the system subtractively, eliminating components to reduce complexity.

مهندس سیستم را به صورت کاهشی طراحی کرد و با حذف اجزا، پیچیدگی را کاهش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید