| جمع | subways |
subway station
ایستگاه مترو
subway map
نقشه مترو
subway entrance
ورودی مترو
subway platform
پلتفرم مترو
subway line
خط مترو
take the subway
سوار مترو شوید
subway system
سیستم مترو
by subway
با مترو
pedestrian subway
زیرزمینی عابر پیاده
the hubbub of a subway station
همهمه ایستگاه مترو
the pushback on a subway door.
واکنش به درب مترو
blank off a subway tunnel.
حذف یک تونل مترو
the clatter of the subway train.
همهمه قطار مترو
Cross by the subway please.
لطفاً از طریق مترو عبور کنید.
the lavatorial utility that was a feature of subway design.
ویژگی سرویس بهداشتی که در طراحی مترو وجود داشت.
deafened by the noise in the subway;
به دلیل صدای مترو به گوشکرگی افتاده بودیم;
if(!subway &&noway) return false ;
اگر (!مترو && راهی نیست) بازگردان false;
commuters thronging the subway platform.
مسافران در حال ازدحام در ایستگاه مترو
had an ice-cream concession in the subway station.
در ایستگاه مترو یک امتیاز بستنی داشت.
The new subway is now being laid.
متروی جدید در حال حاضر در حال ساخت است.
Many of the city’s populace travel to work by subway or bus.
بسیاری از مردم شهر با مترو یا اتوبوس به سر کار رفت و آمد می کنند.
The transit authority extended the subway line to the next town.
اداره حمل و نقل خط مترو را به شهر بعدی گسترش داد.
homeless people forced to panhandle in subway stations.
بیخانمانانی که مجبور به گدایی در ایستگاههای مترو هستند.
Their office building was a goodish distance from the subway station.
ساختمان اداری آنها کمی دور از ایستگاه مترو بود.
A funny thing happened in the subway yesterday.
دیروز اتفاق خنده داری در مترو افتاد.
effacing graffiti from subway cars;
حذف گرافیتی از واگنهای مترو;
Go by subway— it'll take you forever if you go by bus.
با مترو برو - اگر با اتوبوس بروی، برای همیشه طول می کشد.
subway station
ایستگاه مترو
subway map
نقشه مترو
subway entrance
ورودی مترو
subway platform
پلتفرم مترو
subway line
خط مترو
take the subway
سوار مترو شوید
subway system
سیستم مترو
by subway
با مترو
pedestrian subway
زیرزمینی عابر پیاده
the hubbub of a subway station
همهمه ایستگاه مترو
the pushback on a subway door.
واکنش به درب مترو
blank off a subway tunnel.
حذف یک تونل مترو
the clatter of the subway train.
همهمه قطار مترو
Cross by the subway please.
لطفاً از طریق مترو عبور کنید.
the lavatorial utility that was a feature of subway design.
ویژگی سرویس بهداشتی که در طراحی مترو وجود داشت.
deafened by the noise in the subway;
به دلیل صدای مترو به گوشکرگی افتاده بودیم;
if(!subway &&noway) return false ;
اگر (!مترو && راهی نیست) بازگردان false;
commuters thronging the subway platform.
مسافران در حال ازدحام در ایستگاه مترو
had an ice-cream concession in the subway station.
در ایستگاه مترو یک امتیاز بستنی داشت.
The new subway is now being laid.
متروی جدید در حال حاضر در حال ساخت است.
Many of the city’s populace travel to work by subway or bus.
بسیاری از مردم شهر با مترو یا اتوبوس به سر کار رفت و آمد می کنند.
The transit authority extended the subway line to the next town.
اداره حمل و نقل خط مترو را به شهر بعدی گسترش داد.
homeless people forced to panhandle in subway stations.
بیخانمانانی که مجبور به گدایی در ایستگاههای مترو هستند.
Their office building was a goodish distance from the subway station.
ساختمان اداری آنها کمی دور از ایستگاه مترو بود.
A funny thing happened in the subway yesterday.
دیروز اتفاق خنده داری در مترو افتاد.
effacing graffiti from subway cars;
حذف گرافیتی از واگنهای مترو;
Go by subway— it'll take you forever if you go by bus.
با مترو برو - اگر با اتوبوس بروی، برای همیشه طول می کشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید