sudsy

[ایالات متحده]/ˈsʌdzi/
[بریتانیا]/ˈsʌdzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای ویژگی‌های صابون; تولید کننده حباب یا فوم

عبارات و ترکیب‌ها

sudsy water

آب پُح

sudsy soap

صابون پُح

sudsy bubbles

حباب‌های پُح

sudsy bath

حمام پُح

sudsy rinse

چه‌ کردن پُح

sudsy lather

کف پُح

sudsy sponge

اسفنج پُح

sudsy detergent

پاک‌کننده پُح

sudsy clean

تمیز کردن پُح

sudsy surface

سطح پُح

جملات نمونه

the children loved playing in the sudsy water.

کودکان عاشق بازی در آب صابونی بودند.

she added a sudsy detergent to the washing machine.

او یک شوینده صابونی به ماشین لباسشویی اضافه کرد.

the dog jumped into the sudsy bath with excitement.

سگ با هیجان به وان صابونی پرید.

we enjoyed a sudsy bubble bath on a cold evening.

ما از یک حمام صابونی با حباب در یک شب سرد لذت بردیم.

he washed the car with a sudsy sponge.

او ماشین را با یک اسفنج صابونی شست.

the sudsy foam filled the sink quickly.

کف صابونی به سرعت سینک را پر کرد.

she loved the sudsy texture of the shampoo.

او بافت صابونی شامپو را دوست داشت.

the kids giggled as they splashed in the sudsy pool.

بچه ها در حالی که در استخر صابونی آب بازی می کردند، خنده سر می دادند.

after the sudsy party, the kitchen was a mess.

بعد از مهمانی صابونی، آشپزخانه به هم ریخته بود.

he enjoyed the sudsy feeling of the foam on his skin.

او از حس صابونی کف روی پوستش لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید