these suggesters
این پیشنهاد دهندگان
the suggester
پیشنهاد دهنده
both suggesters
هر دو پیشنهاد دهنده
each suggester
هر پیشنهاد دهنده
i suggest trying the new italian restaurant downtown.
من پیشنهاد میکنم که به رستوران ایتالیایی جدید در مرکز شهر بروی.
she recommends booking your tickets in advance.
او پیشنهاد میکند که بلیطهایتان را بهطور پیشبرنامهریزی شده بخرید.
he advised me to wear comfortable shoes for the hike.
او به من پیشنهاد داد که برای پیادهروی از کفشهای راحت استفاده کنم.
the committee proposes a new voting system.
کمیته یک سیستم رایگیری جدید پیشنهاد میکند.
teachers encourage students to ask questions.
معلمان دانشآموزان را تشویق میکنند که سوال بپرسند.
doctors urge patients to get vaccinated.
پزشکان بیماران را تشویق میکنند که واکسن بگیرند.
she hinted that she might be promoted soon.
او نشان داد که ممکن است به زودی منصوب شود.
scientists advocate for stricter environmental regulations.
دانشمندان برای قوانین محیط زیست سختگیرانهتر تبلیغ میکنند.
i took my friend's advice and invested in stocks.
من از پیشنهاد دوستم پیروی کردم و در سهام سرمایه گذاری کردم.
the guide gave us some useful recommendations for our trip.
گاید به ما برخی توصیههای مفید برای سفرمان داد.
he suggested that we meet at the cafe.
او پیشنهاد داد که در کافه با هم دیدار کنیم.
would you recommend this book to a friend?
آیا این کتاب را به دوستتان توصیه میکنید؟
the travel agent recommended a luxury hotel near the beach.
نماینده سفر یک هتل لوکس نزدیک دریا را توصیه کرد.
my colleague suggested a different approach to solve the problem.
همکار من یک رویکرد متفاوت برای حل مشکل پیشنهاد داد.
experts recommend checking your credit score regularly.
متخصصان پیشنهاد میکنند که بهطور منظم امتیاز اعتباری خود را بررسی کنید.
these suggesters
این پیشنهاد دهندگان
the suggester
پیشنهاد دهنده
both suggesters
هر دو پیشنهاد دهنده
each suggester
هر پیشنهاد دهنده
i suggest trying the new italian restaurant downtown.
من پیشنهاد میکنم که به رستوران ایتالیایی جدید در مرکز شهر بروی.
she recommends booking your tickets in advance.
او پیشنهاد میکند که بلیطهایتان را بهطور پیشبرنامهریزی شده بخرید.
he advised me to wear comfortable shoes for the hike.
او به من پیشنهاد داد که برای پیادهروی از کفشهای راحت استفاده کنم.
the committee proposes a new voting system.
کمیته یک سیستم رایگیری جدید پیشنهاد میکند.
teachers encourage students to ask questions.
معلمان دانشآموزان را تشویق میکنند که سوال بپرسند.
doctors urge patients to get vaccinated.
پزشکان بیماران را تشویق میکنند که واکسن بگیرند.
she hinted that she might be promoted soon.
او نشان داد که ممکن است به زودی منصوب شود.
scientists advocate for stricter environmental regulations.
دانشمندان برای قوانین محیط زیست سختگیرانهتر تبلیغ میکنند.
i took my friend's advice and invested in stocks.
من از پیشنهاد دوستم پیروی کردم و در سهام سرمایه گذاری کردم.
the guide gave us some useful recommendations for our trip.
گاید به ما برخی توصیههای مفید برای سفرمان داد.
he suggested that we meet at the cafe.
او پیشنهاد داد که در کافه با هم دیدار کنیم.
would you recommend this book to a friend?
آیا این کتاب را به دوستتان توصیه میکنید؟
the travel agent recommended a luxury hotel near the beach.
نماینده سفر یک هتل لوکس نزدیک دریا را توصیه کرد.
my colleague suggested a different approach to solve the problem.
همکار من یک رویکرد متفاوت برای حل مشکل پیشنهاد داد.
experts recommend checking your credit score regularly.
متخصصان پیشنهاد میکنند که بهطور منظم امتیاز اعتباری خود را بررسی کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید