suggestor

[ایالات متحده]/səˈdʒes.tər/
[بریتانیا]/səˈdʒes.tɚ/

ترجمه

n. یک فرد که چیزی را پیشنهاد می‌کند؛ کسی که یک ایده یا پیشنهاد می‌دهد؛ (کامپیوتر) موجود یا ابزاری که گزینه‌ها یا اشارات پیشنهاد می‌کند؛ پیشنهادکننده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

helpful suggestor

پیشنهاد دهنده مفید

trusted suggestor

پیشنهاد دهنده معتبر

skilled suggestor

پیشنهاد دهنده ماهر

suggestors agree

پیشنهاد دهندگان موافقت کردند

suggestor's choice

انتخاب پیشنهاد دهنده

suggestor notes

یادداشت های پیشنهاد دهنده

be a suggestor

شود یک پیشنهاد دهنده

suggestor recommended

پیشنهاد دهنده توصیه شده

suggestor recommending

پیشنهاد دهنده توصیه می کند

suggestor suggests

پیشنهاد دهنده پیشنهاد می کند

جملات نمونه

the suggestor offered a helpful tip during the planning meeting.

پیشنهاد دهنده در جلسه برنامه ریزی یک نکته مفید ارائه داد.

as the lead suggestor, she proposed a practical solution to the delay.

به عنوان پیشنهاد دهنده اصلی، او یک راه حل عملی برای تاخیر ارائه داد.

the suggestor gave constructive feedback on the draft proposal.

پیشنهاد دهنده بازخورد سازنده ای در مورد پیشنهاد اولیه ارائه داد.

our suggestor shared expert advice on how to cut costs.

پیشنهاد دهنده ما توصیه های متخصصانه ای در مورد کاهش هزینه ها به اشتراک گذاشت.

the suggestor made a strong recommendation to prioritize safety checks.

پیشنهاد دهنده توصیه قوی ای برای اولویت بندی بررسی های ایمنی داد.

in the review session, the suggestor raised a valid concern about risks.

در جلسه بازبینی، پیشنهاد دهنده نگرانی معتبری در مورد خطرات ابراز داشت.

the suggestor provided valuable input on the new onboarding process.

پیشنهاد دهنده اطلاعات ارزشمندی در مورد فرآیند جدید پذیرش کارکنان ارائه داد.

as a suggestor, he made a timely suggestion to adjust the schedule.

به عنوان یک پیشنهاد دهنده، او پیشنهادی به موقع برای تعدیل برنامه ارائه داد.

the suggestor proposed a compromise to resolve the conflict.

پیشنهاد دهنده یک تسویه ای برای حل تعارض ارائه داد.

the suggestor pointed out key issues that others had missed.

پیشنهاد دهنده مسائل کلیدی را که دیگران از آنها گذشته بودند، اشاره کرد.

after hearing complaints, the suggestor offered practical advice for improvement.

پس از شنیدن شکایات، پیشنهاد دهنده توصیه های عملی برای بهبود ارائه داد.

the suggestor delivered clear guidance on the next steps.

پیشنهاد دهنده راهنمایی واضحی در مورد گام های بعدی ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید