suitably

[ایالات متحده]/ˈsu:təblɪ/
[بریتانیا]/'sutəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور مناسب; به درستی; به طور شایسته.

جملات نمونه

It is appropriate that everyone be suitably attired.

مناسب است که همه به طور مناسب لباس پوشیده باشند.

a suitably uplifting ending for the film

یک پایان مناسب و دلنشین برای فیلم.

A large portico provides a suitably impressive entrance to the chapel.

یک طاقچه بزرگ یک ورودی مناسب و چشمگیر به کاپشن ارائه می دهد.

The task needs the skills of a suitably experienced engineer.

این کار نیاز به مهارت‌های یک مهندس با تجربه مناسب دارد.

We welcome applications from suitably qualified individuals.

ما از درخواست‌های متقاضیان واجد شرایط استقبال می‌کنیم.

She went home and returned more suitably clad.

او به خانه رفت و با لباس مناسب‌تری بازگشت.

She was dressed in grey and looked suitably subdued.

او با لباس خاکستری پوشیده شده بود و به نظر می رسید به طور مناسب رام شده باشد.

they matched suitably qualified applicants with institutions which had vacancies.

آنها متقاضیان واجد شرایط را با موسساتی که دارای فرصت‌های شغلی بودند تطبیق دادند.

she opened her mouth to make a suitably cutting retort.

او دهانش را باز کرد تا یک پاسخ مناسب و گزنده بدهد.

He glanced at Juliet accusingly and she looked suitably abashed.

او با نگاهی متهمانه به ژولیت نگاه کرد و او به طور مناسب شرمنده به نظر رسید.

( 2 ) Breakingfruit Chinkapin fibre has good permeability, When making MDF our should suitably enlarge Resin content;

( 2 ) الیاف چinkinapin دارای قابلیت نفوذ خوبی هستند، هنگام ساخت MDF باید محتوای رزین را به طور مناسب افزایش داد.

Selecting a suitably barren and unpopulated moon, Primus transferred part of his life force deep into its core.

انتخاب یک ماه باریک و خالی از سکنه مناسب، پرایموس بخشی از نیروی حیات خود را عمیقاً به هسته آن منتقل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید