unsuitably

[ایالات متحده]/ʌnˈsuːtəblɪ/
[بریتانیا]/ʌnˈsutəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که مناسب یا صحیح نیست; به طریقی که نامناسب یا نالایق است

عبارات و ترکیب‌ها

unsuitably dressed

به‌طور نامناسب پوشیده شده

unsuitably placed

به‌طور نامناسب قرار گرفته

unsuitably timed

در زمان نامناسب

unsuitably funded

به‌طور نامناسب تأمین مالی شده

unsuitably located

به‌طور نامناسب واقع شده

unsuitably qualified

به‌طور نامناسب واجد شرایط

unsuitably equipped

به‌طور نامناسب مجهز شده

unsuitably managed

به‌طور نامناسب مدیریت شده

unsuitably written

به‌طور نامناسب نوشته شده

unsuitably handled

به‌طور نامناسب رسیدگی شده

جملات نمونه

he dressed unsuitably for the formal event.

او به طور نامناسب برای رویداد رسمی لباس پوشیده بود.

her behavior was unsuitably casual during the meeting.

رفتار او در طول جلسه به طور نامناسب غیررسمی بود.

they arrived unsuitably late for the presentation.

آنها به طور نامناسب دیر برای ارائه رسیدند.

the unsuitably high prices deterred many customers.

قیمت‌های به طور نامناسب بالا بسیاری از مشتریان را منصرف کرد.

he made an unsuitably rude comment during dinner.

او در طول شام یک اظهار نظر به طور نامناسب بی‌ادبانه کرد.

her unsuitably loud voice disrupted the class.

صدای او به طور نامناسب بلند کلاس را مختل کرد.

they chose an unsuitably small venue for the event.

آنها یک مکان به طور نامناسب کوچک برای رویداد انتخاب کردند.

his unsuitably negative attitude affected the team's morale.

نگاه او به طور نامناسب منفی بر روحیه تیم تأثیر گذاشت.

wearing shorts to the meeting was unsuitably informal.

پوشیدن شلوارک در جلسه به طور نامناسب غیررسمی بود.

the unsuitably bright colors made the room uncomfortable.

رنگ‌های به طور نامناسب روشن باعث ناراحتی اتاق شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید