suitors

[ایالات متحده]/ˈsuːtə(r)z/
[بریتانیا]/ˈsuːtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به طور عاشقانه به دنبال یک زن هستند

عبارات و ترکیب‌ها

potential suitors

نامزدان بالقوه

eligible suitors

نامزدان واجد شرایط

wealthy suitors

نامزدان ثروتمند

desperate suitors

نامزدان درمانده

charming suitors

نامزدان جذاب

romantic suitors

نامزدان رمانتیک

local suitors

نامزدان محلی

suitors compete

نامزدان با یکدیگر رقابت می‌کنند

many suitors

نامزدان زیاد

suitors approach

نامزدان نزدیک می‌شوند

جملات نمونه

many suitors came to seek her hand in marriage.

بسیاری خواستگاران برای ازدواج با او به دنبال او بودند.

her beauty attracted numerous suitors from all over the country.

زیبایی او باعث جذب تعداد زیادی خواستگار از سراسر کشور شد.

she politely turned down all her suitors.

او به طور مؤدبانه تمام خواستگارانش را رد کرد.

his wealth made him one of the most sought-after suitors.

ثروت او باعث شد که یکی از خواستگاران محبوب باشد.

she had to choose wisely among her many suitors.

او باید به طور عاقلانه از میان خواستگاران فراوانش انتخاب می کرد.

her parents screened her suitors carefully.

والدینش خواستگارانش را با دقت بررسی کردند.

some suitors tried to impress her with extravagant gifts.

برخی از خواستگاران سعی کردند با هدیه های لوکس او را تحت تأثیر قرار دهند.

despite having many suitors, she remained single.

با وجود داشتن خواستگاران فراوان، او مجرد ماند.

the competition among suitors was fierce.

رقابت بین خواستگاران بسیار شدید بود.

she enjoyed the attention from her suitors.

او از توجه خواستگارانش لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید