potential suitors
نامزدان بالقوه
eligible suitors
نامزدان واجد شرایط
wealthy suitors
نامزدان ثروتمند
desperate suitors
نامزدان درمانده
charming suitors
نامزدان جذاب
romantic suitors
نامزدان رمانتیک
local suitors
نامزدان محلی
suitors compete
نامزدان با یکدیگر رقابت میکنند
many suitors
نامزدان زیاد
suitors approach
نامزدان نزدیک میشوند
many suitors came to seek her hand in marriage.
بسیاری خواستگاران برای ازدواج با او به دنبال او بودند.
her beauty attracted numerous suitors from all over the country.
زیبایی او باعث جذب تعداد زیادی خواستگار از سراسر کشور شد.
she politely turned down all her suitors.
او به طور مؤدبانه تمام خواستگارانش را رد کرد.
his wealth made him one of the most sought-after suitors.
ثروت او باعث شد که یکی از خواستگاران محبوب باشد.
she had to choose wisely among her many suitors.
او باید به طور عاقلانه از میان خواستگاران فراوانش انتخاب می کرد.
her parents screened her suitors carefully.
والدینش خواستگارانش را با دقت بررسی کردند.
some suitors tried to impress her with extravagant gifts.
برخی از خواستگاران سعی کردند با هدیه های لوکس او را تحت تأثیر قرار دهند.
despite having many suitors, she remained single.
با وجود داشتن خواستگاران فراوان، او مجرد ماند.
the competition among suitors was fierce.
رقابت بین خواستگاران بسیار شدید بود.
she enjoyed the attention from her suitors.
او از توجه خواستگارانش لذت می برد.
potential suitors
نامزدان بالقوه
eligible suitors
نامزدان واجد شرایط
wealthy suitors
نامزدان ثروتمند
desperate suitors
نامزدان درمانده
charming suitors
نامزدان جذاب
romantic suitors
نامزدان رمانتیک
local suitors
نامزدان محلی
suitors compete
نامزدان با یکدیگر رقابت میکنند
many suitors
نامزدان زیاد
suitors approach
نامزدان نزدیک میشوند
many suitors came to seek her hand in marriage.
بسیاری خواستگاران برای ازدواج با او به دنبال او بودند.
her beauty attracted numerous suitors from all over the country.
زیبایی او باعث جذب تعداد زیادی خواستگار از سراسر کشور شد.
she politely turned down all her suitors.
او به طور مؤدبانه تمام خواستگارانش را رد کرد.
his wealth made him one of the most sought-after suitors.
ثروت او باعث شد که یکی از خواستگاران محبوب باشد.
she had to choose wisely among her many suitors.
او باید به طور عاقلانه از میان خواستگاران فراوانش انتخاب می کرد.
her parents screened her suitors carefully.
والدینش خواستگارانش را با دقت بررسی کردند.
some suitors tried to impress her with extravagant gifts.
برخی از خواستگاران سعی کردند با هدیه های لوکس او را تحت تأثیر قرار دهند.
despite having many suitors, she remained single.
با وجود داشتن خواستگاران فراوان، او مجرد ماند.
the competition among suitors was fierce.
رقابت بین خواستگاران بسیار شدید بود.
she enjoyed the attention from her suitors.
او از توجه خواستگارانش لذت می برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید