sullying

[ایالات متحده]/ˈsʌlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsʌlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آسیب زدن یا لکه دار کردن خلوص یا تمامیت چیزی; آسیب رساندن به شهرت شخصی

عبارات و ترکیب‌ها

sullying reputation

توهین به شهرت

sullying image

توهین به چهره

sullying trust

توهین به اعتماد

sullying character

توهین به شخصیت

sullying name

توهین به نام

sullying honor

توهین به شرافت

sullying integrity

توهین به یکپارچگی

sullying legacy

توهین به میراث

sullying values

توهین به ارزش‌ها

sullying freedom

توهین به آزادی

جملات نمونه

he accused her of sullying his reputation.

او متهم کرد که او باعث لکه دار شدن شهرت او شده است.

the scandal resulted in sullying the company's image.

رسوایی منجر به لکه دار شدن وجهه شرکت شد.

she felt that the rumors were sullying her character.

او احساس کرد که شایعات باعث لکه دار شدن شخصیت او شده است.

his actions were sullying the team's hard work.

اقدامات او باعث لکه دار شدن تلاش های سخت تیم شد.

the graffiti was sullying the beauty of the park.

نوشته های گرافیتی باعث لکه دار شدن زیبایی پارک شد.

they were worried about sullying their family's name.

آنها نگران این بودند که باعث لکه دار شدن نام خانوادگی خود شوند.

she tried to avoid sullying her hands with dirt.

او سعی کرد از لکه دار کردن دستانش با خاک خودداری کند.

his careless words were sullying her good intentions.

کلمات بی فکر او باعث لکه دار شدن نیات خوب او شد.

they were accused of sullying the environment.

آنها به آلوده کردن محیط زیست متهم شدند.

he realized that sullying his friendships was not worth it.

او متوجه شد که لکه دار کردن دوستی هایش ارزش ندارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید