corrupting

[ایالات متحده]/kəˈrʌptɪŋ/
[بریتانیا]/kəˈrʌptɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایجاد فساد اخلاقی یا زوال؛ ایجاد خطا در فایل‌های کامپیوتری؛ آسیب زدن یا تضعیف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

corrupting influence

تاثیرات مخرب

corrupting power

قدرت مخرب

corrupting force

نیروی مخرب

corrupting agents

عوامل مخرب

corrupting ideas

ایده‌های مخرب

corrupting practices

رفتارهای مخرب

corrupting effects

اثرات مخرب

corrupting environment

محیط مخرب

corrupting habits

عادت‌های مخرب

corrupting systems

سیستم‌های مخرب

جملات نمونه

the corrupting influence of power can change people.

تاثیرات مخرب قدرت می‌تواند افراد را تغییر دهد.

corrupting ideals can lead to moral decay.

ایده‌آل‌های فاسد می‌توانند منجر به زوال اخلاقی شوند.

he warned about the corrupting nature of greed.

او در مورد ذات فاسدکننده طمع هشدار داد.

corrupting practices must be eliminated from the system.

نظام باید از شیوه‌های فاسدکننده پاکسازی شود.

education should guard against corrupting influences.

آموزش باید در برابر نفوذهای فاسدکننده محافظت کند.

the corrupting power of money can be dangerous.

قدرت مخرب پول می‌تواند خطرناک باشد.

we must resist the corrupting temptations of fame.

ما باید در برابر وسوسه‌های فاسدکننده شهرت مقاومت کنیم.

corrupting ideas can spread quickly in society.

ایده‌های فاسد می‌توانند به سرعت در جامعه پخش شوند.

the corrupting effects of bad company are well-known.

اثرات مخرب معاش با افراد بد، شناخته شده است.

he recognized the corrupting forces at play in politics.

او نیروهای مخرب در حال حاضر در سیاست را تشخیص داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید