tainting

[ایالات متحده]/ˈteɪntɪŋ/
[بریتانیا]/ˈteɪntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل آلوده کردن یا contaminating چیزی؛ فرآیند خراب کردن یا آسیب رساندن به چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

tainting evidence

اثرگذاری مضر

tainting influence

تاثیر آلوده کننده

tainting factors

عوامل آلوده کننده

tainting issues

مشکلات آلوده کننده

tainting substances

مواد آلوده کننده

tainting effects

اثرات آلوده کننده

tainting results

نتایج آلوده کننده

tainting agents

عوامل آلوده کننده

tainting practices

روش های آلوده کننده

tainting perceptions

درک های آلوده کننده

جملات نمونه

the scandal is tainting the politician's reputation.

رسوایی باعث لکه‌دار شدن شهرت سیاستمدار می‌شود.

his actions are tainting the team's image.

اقدامات او باعث لکه‌دار شدن وجهه تیم می‌شود.

contaminated water is tainting the local ecosystem.

آب آلوده باعث لکه‌دار شدن اکوسیستم محلی می‌شود.

she felt that gossip was tainting their friendship.

او احساس کرد که شایعه دوستی آنها را لکه‌دار می‌کند.

the factory's waste is tainting the air quality.

ضایعات کارخانه باعث لکه‌دار شدن کیفیت هوا می‌شود.

his negative attitude is tainting the work environment.

نگاه منفی او باعث لکه‌دار شدن محیط کار می‌شود.

rumors are tainting her public image.

شایعات باعث لکه‌دار شدن چهره عمومی او می‌شوند.

the incident is tainting the festival's reputation.

این حادثه باعث لکه‌دار شدن شهرت جشنواره می‌شود.

pollution is tainting the beauty of the landscape.

آلودگی باعث لکه‌دار شدن زیبایی منظره می‌شود.

his lies are tainting the trust between them.

چوکسازی او باعث لکه‌دار شدن اعتماد بین آنها می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید