sulphurise

[ایالات متحده]/ˈsʌlfəraɪz/
[بریتانیا]/ˈsʌlfəraɪz/

ترجمه

vt. با گوگرد درمان یا ترکیب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sulphurise compound

ترکیب گوگرد

sulphurise process

فرآیند گوگرد

sulphurise reaction

واکنش گوگرد

sulphurise treatment

درمان گوگرد

sulphurise solution

راه حل گوگرد

sulphurise method

روش گوگرد

sulphurise agent

عامل گوگرد

sulphurise analysis

تجزیه و تحلیل گوگرد

sulphurise effect

اثر گوگرد

sulphurise application

کاربرد گوگرد

جملات نمونه

they decided to sulphurise the soil to improve crop yield.

آنها تصمیم گرفتند خاک را سولفوره کنند تا عملکرد محصول را بهبود بخشند.

the researchers found a way to sulphurise water for purification.

محققان راهی برای سولفوره کردن آب برای تصفیه پیدا کردند.

to sulphurise the metal, they heated it in a sulphur-rich environment.

برای سولفوره کردن فلز، آنها آن را در یک محیط غنی از گوگرد گرم کردند.

farmers often sulphurise their fields to combat pests.

کشاورزان اغلب زمین‌های خود را برای مقابله با آفات سولفوره می‌کنند.

it is essential to sulphurise the grain to prevent spoilage.

برای جلوگیری از فساد، سولفوره کردن غلات ضروری است.

they plan to sulphurise the plants to enhance their growth.

آنها قصد دارند گیاهان را برای افزایش رشد آنها سولفوره کنند.

to sulphurise the environment, they released sulphur dioxide.

برای سولفوره کردن محیط زیست، آنها دی اکسید گوگرد منتشر کردند.

the factory will sulphurise the materials for better durability.

کارخانه مواد را برای افزایش دوام سولفوره خواهد کرد.

she learned to sulphurise the leather to make it more resistant.

او یاد گرفت که چرم را سولفوره کند تا در برابر مقاومت بیشتری داشته باشد.

to sulphurise the atmosphere, they used special equipment.

برای سولفوره کردن جو، آنها از تجهیزات ویژه استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید