treat

[ایالات متحده]/triːt/
[بریتانیا]/trit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهمان‌نوازی، سرگرمی
vt. رسیدگی کردن یا مدیریت کردن
vt. & vi. سرگرم کردن یا میزبانی کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریtreating
جمعtreats
شکل سوم شخص مفردtreats
زمان گذشتهtreated
قسمت سوم فعلtreated

عبارات و ترکیب‌ها

sweet treat

شیرینی خوشمزه

trick or treat

شیرینی گرفتن

treat yourself

خودت رو درک کن

treat with

رفتار کردن با

treat of

پرداختن به

treat as

رفتار کردن مثل

dutch treat

پرداخت هزینه توسط شخص دیگر

جملات نمونه

treat 'em rough but treat 'em fair.

با خشونت با آن‌ها برخورد کنید اما با انصاف با آن‌ها رفتار کنید.

treat a substance with acid

یک ماده را با اسید درمان کنید

treat a case of cancer

درمان یک مورد سرطان.

treat a theme realistically

معالجه یک مضمون به صورت واقع‌گرایانه

It is a treat to meet you.

بسیار خوشحالیم که شما را ملاقات می کنیم.

to treat by fomentation

درمان با استفاده از تنقیه

to treat haemophilia

برای درمان هموفیلی

to treat someone kindly

با مهربانی با کسی رفتار کردن

don't treat anyone as a stereotype.

هیچ کس را به عنوان یک کلیشه رفتار نکنید.

they are not treating the fire as suspicious.

آنها آتش را به عنوان مشکوک در نظر نمی گیرند.

treat sb. as a friend

رفتار با کسی به عنوان یک دوست

treat sb. to an ice-cream

به کسی بستنی تعارف کنید

treat with sb. on equal terms

با کسی به طور مساوی رفتار کنید.

treats the subject poetically.

موضوع را به صورت شاعرانه مورد بررسی قرار می دهد.

The committee will deal with this complaint.See Synonyms at treat

کمیته با این شکایت رسیدگی خواهد کرد. برای یافتن مترادف‌ها به قسمت 'treat' مراجعه کنید.

It is a fairly shoddy way to treat an employee.

این یک راه نسبتاً بد برای رفتار با یک کارمند است.

I’ll treat myself to a sunbath.

من خودم را به آفتاب می گیرم.

نمونه‌های واقعی

Their favorite treat is often a camel.

اغلب اوقات خوراکی مورد علاقه آنها یک شتر است.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

He is a friend and should be treated as such.

او یک دوست است و باید مانند آن رفتار شود.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

But it's not just your lack of willpower or the omnipresent holiday treats.

اما این فقط کمبود اراده شما یا خوراکی های تعطیلات فراگیر نیست.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American August 2019 Collection

Dark clouds are often treated as precursor of a storm.

ابر های تیره اغلب به عنوان پیش نشان طوفان در نظر گرفته می شوند.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Talent can't decide how you treat people.

استعداد نمی تواند تصمیم بگیرد که چگونه با مردم رفتار کنید.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Merlin, do you know how to treat an infected wound?

مرلین، می‌دانید چگونه یک زخم عفونی را درمان کنیم؟

منبع: The Legend of Merlin

Do you understand that Stephanie's not here to treat your imaginary ailments?

آیا متوجه هستید که استیفانی اینجا نیست تا به بیماری های خیالی شما رسیدگی کند؟

منبع: The Big Bang Theory Season 2

It was really a treat for me.

برای من واقعاً یک خوشگذرانی بود.

منبع: English Major Level 4 Writing Full Score Template

Fortunately, most bad breath is easily treated.

خوشبختانه، بیشتر بوی بد دهان به راحتی قابل درمان است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Several others are being treated for injuries.

چند نفر دیگر در حال درمان جراحات هستند.

منبع: BBC Listening Collection October 2022

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید