sweet treat
شیرینی خوشمزه
trick or treat
شیرینی گرفتن
treat yourself
خودت رو درک کن
treat with
رفتار کردن با
treat of
پرداختن به
treat as
رفتار کردن مثل
dutch treat
پرداخت هزینه توسط شخص دیگر
treat 'em rough but treat 'em fair.
با خشونت با آنها برخورد کنید اما با انصاف با آنها رفتار کنید.
treat a substance with acid
یک ماده را با اسید درمان کنید
treat a case of cancer
درمان یک مورد سرطان.
treat a theme realistically
معالجه یک مضمون به صورت واقعگرایانه
It is a treat to meet you.
بسیار خوشحالیم که شما را ملاقات می کنیم.
to treat by fomentation
درمان با استفاده از تنقیه
to treat haemophilia
برای درمان هموفیلی
to treat someone kindly
با مهربانی با کسی رفتار کردن
don't treat anyone as a stereotype.
هیچ کس را به عنوان یک کلیشه رفتار نکنید.
they are not treating the fire as suspicious.
آنها آتش را به عنوان مشکوک در نظر نمی گیرند.
treat sb. as a friend
رفتار با کسی به عنوان یک دوست
treat sb. to an ice-cream
به کسی بستنی تعارف کنید
treat with sb. on equal terms
با کسی به طور مساوی رفتار کنید.
treats the subject poetically.
موضوع را به صورت شاعرانه مورد بررسی قرار می دهد.
The committee will deal with this complaint.See Synonyms at treat
کمیته با این شکایت رسیدگی خواهد کرد. برای یافتن مترادفها به قسمت 'treat' مراجعه کنید.
It is a fairly shoddy way to treat an employee.
این یک راه نسبتاً بد برای رفتار با یک کارمند است.
I’ll treat myself to a sunbath.
من خودم را به آفتاب می گیرم.
Their favorite treat is often a camel.
اغلب اوقات خوراکی مورد علاقه آنها یک شتر است.
منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)He is a friend and should be treated as such.
او یک دوست است و باید مانند آن رفتار شود.
منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000But it's not just your lack of willpower or the omnipresent holiday treats.
اما این فقط کمبود اراده شما یا خوراکی های تعطیلات فراگیر نیست.
منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American August 2019 CollectionDark clouds are often treated as precursor of a storm.
ابر های تیره اغلب به عنوان پیش نشان طوفان در نظر گرفته می شوند.
منبع: IELTS Vocabulary: Category RecognitionTalent can't decide how you treat people.
استعداد نمی تواند تصمیم بگیرد که چگونه با مردم رفتار کنید.
منبع: Celebrity Speech CompilationMerlin, do you know how to treat an infected wound?
مرلین، میدانید چگونه یک زخم عفونی را درمان کنیم؟
منبع: The Legend of MerlinDo you understand that Stephanie's not here to treat your imaginary ailments?
آیا متوجه هستید که استیفانی اینجا نیست تا به بیماری های خیالی شما رسیدگی کند؟
منبع: The Big Bang Theory Season 2It was really a treat for me.
برای من واقعاً یک خوشگذرانی بود.
منبع: English Major Level 4 Writing Full Score TemplateFortunately, most bad breath is easily treated.
خوشبختانه، بیشتر بوی بد دهان به راحتی قابل درمان است.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesSeveral others are being treated for injuries.
چند نفر دیگر در حال درمان جراحات هستند.
منبع: BBC Listening Collection October 2022sweet treat
شیرینی خوشمزه
trick or treat
شیرینی گرفتن
treat yourself
خودت رو درک کن
treat with
رفتار کردن با
treat of
پرداختن به
treat as
رفتار کردن مثل
dutch treat
پرداخت هزینه توسط شخص دیگر
treat 'em rough but treat 'em fair.
با خشونت با آنها برخورد کنید اما با انصاف با آنها رفتار کنید.
treat a substance with acid
یک ماده را با اسید درمان کنید
treat a case of cancer
درمان یک مورد سرطان.
treat a theme realistically
معالجه یک مضمون به صورت واقعگرایانه
It is a treat to meet you.
بسیار خوشحالیم که شما را ملاقات می کنیم.
to treat by fomentation
درمان با استفاده از تنقیه
to treat haemophilia
برای درمان هموفیلی
to treat someone kindly
با مهربانی با کسی رفتار کردن
don't treat anyone as a stereotype.
هیچ کس را به عنوان یک کلیشه رفتار نکنید.
they are not treating the fire as suspicious.
آنها آتش را به عنوان مشکوک در نظر نمی گیرند.
treat sb. as a friend
رفتار با کسی به عنوان یک دوست
treat sb. to an ice-cream
به کسی بستنی تعارف کنید
treat with sb. on equal terms
با کسی به طور مساوی رفتار کنید.
treats the subject poetically.
موضوع را به صورت شاعرانه مورد بررسی قرار می دهد.
The committee will deal with this complaint.See Synonyms at treat
کمیته با این شکایت رسیدگی خواهد کرد. برای یافتن مترادفها به قسمت 'treat' مراجعه کنید.
It is a fairly shoddy way to treat an employee.
این یک راه نسبتاً بد برای رفتار با یک کارمند است.
I’ll treat myself to a sunbath.
من خودم را به آفتاب می گیرم.
Their favorite treat is often a camel.
اغلب اوقات خوراکی مورد علاقه آنها یک شتر است.
منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)He is a friend and should be treated as such.
او یک دوست است و باید مانند آن رفتار شود.
منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000But it's not just your lack of willpower or the omnipresent holiday treats.
اما این فقط کمبود اراده شما یا خوراکی های تعطیلات فراگیر نیست.
منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American August 2019 CollectionDark clouds are often treated as precursor of a storm.
ابر های تیره اغلب به عنوان پیش نشان طوفان در نظر گرفته می شوند.
منبع: IELTS Vocabulary: Category RecognitionTalent can't decide how you treat people.
استعداد نمی تواند تصمیم بگیرد که چگونه با مردم رفتار کنید.
منبع: Celebrity Speech CompilationMerlin, do you know how to treat an infected wound?
مرلین، میدانید چگونه یک زخم عفونی را درمان کنیم؟
منبع: The Legend of MerlinDo you understand that Stephanie's not here to treat your imaginary ailments?
آیا متوجه هستید که استیفانی اینجا نیست تا به بیماری های خیالی شما رسیدگی کند؟
منبع: The Big Bang Theory Season 2It was really a treat for me.
برای من واقعاً یک خوشگذرانی بود.
منبع: English Major Level 4 Writing Full Score TemplateFortunately, most bad breath is easily treated.
خوشبختانه، بیشتر بوی بد دهان به راحتی قابل درمان است.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesSeveral others are being treated for injuries.
چند نفر دیگر در حال درمان جراحات هستند.
منبع: BBC Listening Collection October 2022لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید