sultrily

[ایالات متحده]/ˈsʌltrɪli/
[بریتانیا]/ˈsʌltrɪli/

ترجمه

adv. به صورت گرم و مرطوب؛ به صورت خفقان‌آور یا خشن

عبارات و ترکیب‌ها

sultrily seductive

وسوسه‌انگیز و اغوا کننده

sultrily dressed

به زیبایی و اغواگری پوشیده شده

sultrily inviting

به طرز وسوسه‌انگیزی دعوت کننده

sultrily warm

گرم و اغوا کننده

sultrily alluring

بسیار جذاب و اغوا کننده

sultrily passionate

بسیار پرشور و اغوا کننده

sultrily glamorous

بسیار جذاب و خیره‌کننده

sultrily charming

بسیار دلنشین و اغوا کننده

sultrily beautiful

بسیار زیبا و اغوا کننده

sultrily enticing

بسیار وسوسه‌انگیز و فریبنده

جملات نمونه

she looked at him sultrily across the room.

او نگاهی شیطنت‌آمیز به او در آن طرف اتاق انداخت.

the actress spoke sultrily during the interview.

بازیگر در طول مصاحبه به طور اغواکننده صحبت کرد.

he smiled sultrily, making her heart race.

او با لبخندی اغواکننده خندید که باعث شد قلبش تندتر بزند.

they danced sultrily under the dim lights.

آنها زیر نورهای کم‌نور به طور اغواکننده رقصیدند.

she wore a sultrily designed dress to the party.

او یک لباس با طراحی اغواکننده به مهمانی پوشید.

his voice was sultrily low, captivating everyone.

صدای او به طور اغواکننده آرام بود و همه را مجذوب خود کرد.

they exchanged sultrily glances throughout the evening.

آنها در طول شب نگاه‌هایی اغواکننده با یکدیگر رد و بدل کردند.

the scene was set sultrily, adding to the tension.

صحنه به طور اغواکننده تنظیم شده بود و به تنش اضافه می‌کرد.

she approached him sultrily, inviting him to dance.

او به طور اغواکننده به سمت او رفت و از او خواست تا برقصد.

he whispered sultrily in her ear, making her blush.

او به طور اغواکننده در گوشش زمزمه کرد و باعث شد سرخ شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید