sultrily seductive
وسوسهانگیز و اغوا کننده
sultrily dressed
به زیبایی و اغواگری پوشیده شده
sultrily inviting
به طرز وسوسهانگیزی دعوت کننده
sultrily warm
گرم و اغوا کننده
sultrily alluring
بسیار جذاب و اغوا کننده
sultrily passionate
بسیار پرشور و اغوا کننده
sultrily glamorous
بسیار جذاب و خیرهکننده
sultrily charming
بسیار دلنشین و اغوا کننده
sultrily beautiful
بسیار زیبا و اغوا کننده
sultrily enticing
بسیار وسوسهانگیز و فریبنده
she looked at him sultrily across the room.
او نگاهی شیطنتآمیز به او در آن طرف اتاق انداخت.
the actress spoke sultrily during the interview.
بازیگر در طول مصاحبه به طور اغواکننده صحبت کرد.
he smiled sultrily, making her heart race.
او با لبخندی اغواکننده خندید که باعث شد قلبش تندتر بزند.
they danced sultrily under the dim lights.
آنها زیر نورهای کمنور به طور اغواکننده رقصیدند.
she wore a sultrily designed dress to the party.
او یک لباس با طراحی اغواکننده به مهمانی پوشید.
his voice was sultrily low, captivating everyone.
صدای او به طور اغواکننده آرام بود و همه را مجذوب خود کرد.
they exchanged sultrily glances throughout the evening.
آنها در طول شب نگاههایی اغواکننده با یکدیگر رد و بدل کردند.
the scene was set sultrily, adding to the tension.
صحنه به طور اغواکننده تنظیم شده بود و به تنش اضافه میکرد.
she approached him sultrily, inviting him to dance.
او به طور اغواکننده به سمت او رفت و از او خواست تا برقصد.
he whispered sultrily in her ear, making her blush.
او به طور اغواکننده در گوشش زمزمه کرد و باعث شد سرخ شود.
sultrily seductive
وسوسهانگیز و اغوا کننده
sultrily dressed
به زیبایی و اغواگری پوشیده شده
sultrily inviting
به طرز وسوسهانگیزی دعوت کننده
sultrily warm
گرم و اغوا کننده
sultrily alluring
بسیار جذاب و اغوا کننده
sultrily passionate
بسیار پرشور و اغوا کننده
sultrily glamorous
بسیار جذاب و خیرهکننده
sultrily charming
بسیار دلنشین و اغوا کننده
sultrily beautiful
بسیار زیبا و اغوا کننده
sultrily enticing
بسیار وسوسهانگیز و فریبنده
she looked at him sultrily across the room.
او نگاهی شیطنتآمیز به او در آن طرف اتاق انداخت.
the actress spoke sultrily during the interview.
بازیگر در طول مصاحبه به طور اغواکننده صحبت کرد.
he smiled sultrily, making her heart race.
او با لبخندی اغواکننده خندید که باعث شد قلبش تندتر بزند.
they danced sultrily under the dim lights.
آنها زیر نورهای کمنور به طور اغواکننده رقصیدند.
she wore a sultrily designed dress to the party.
او یک لباس با طراحی اغواکننده به مهمانی پوشید.
his voice was sultrily low, captivating everyone.
صدای او به طور اغواکننده آرام بود و همه را مجذوب خود کرد.
they exchanged sultrily glances throughout the evening.
آنها در طول شب نگاههایی اغواکننده با یکدیگر رد و بدل کردند.
the scene was set sultrily, adding to the tension.
صحنه به طور اغواکننده تنظیم شده بود و به تنش اضافه میکرد.
she approached him sultrily, inviting him to dance.
او به طور اغواکننده به سمت او رفت و از او خواست تا برقصد.
he whispered sultrily in her ear, making her blush.
او به طور اغواکننده در گوشش زمزمه کرد و باعث شد سرخ شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید