superiorly

[ایالات متحده]/sʊˈpɪəriəli/
[بریتانیا]/sʊˈpɪrɪəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که بهتر یا با کیفیت بالاتر است؛ به شیوه‌ای برتر

عبارات و ترکیب‌ها

superiorly positioned

به خوبی موقعیت‌یافته

superiorly designed

به خوبی طراحی شده

superiorly effective

به خوبی مؤثر

superiorly skilled

به خوبی ماهر

superiorly qualified

به خوبی واجد شرایط

superiorly placed

به خوبی قرار گرفته

superiorly managed

به خوبی مدیریت شده

superiorly rated

به خوبی رتبه بندی شده

superiorly funded

به خوبی تأمین مالی شده

superiorly equipped

به خوبی مجهز

جملات نمونه

the manager handled the situation superiorly.

مدیر به طور فوق العاده ای با این وضعیت برخورد کرد.

she performed superiorly in the competition.

او به طور فوق العاده ای در مسابقه شرکت کرد.

his skills are superiorly developed compared to others.

مهارت های او به طور فوق العاده ای در مقایسه با دیگران توسعه یافته است.

the team superiorly executed the project plan.

تیم طرح پروژه را به طور فوق العاده ای اجرا کرد.

they superiorly managed the resources available.

آنها منابع موجود را به طور فوق العاده ای مدیریت کردند.

the product is superiorly designed for user experience.

محصول به طور فوق العاده ای برای تجربه کاربر طراحی شده است.

he speaks superiorly in public presentations.

او در ارائه های عمومی به طور فوق العاده ای صحبت می کند.

the software performs superiorly under heavy load.

نرم افزار به طور فوق العاده ای تحت بار زیاد کار می کند.

she leads the team superiorly with her experience.

او با تجربه خود تیم را به طور فوق العاده ای رهبری می کند.

the athlete trained superiorly for the olympics.

ورزشکار برای المپیک به طور فوق العاده ای تمرین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید