supplementation

[ایالات متحده]/ˌsʌpləmən'teʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اضافه یا بهبود با افزودن چیزی اضافی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

nutritional supplementation

تکمیل مواد مغذی

mineral supplementation

تکمیل مواد معدنی

protein supplementation

تکمیل پروتئین

nutrient supplementation

تکمیل مواد مغذی

جملات نمونه

Dietary supplementation can help improve overall health.

مکمل‌های غذایی می‌توانند به بهبود سلامت کلی کمک کنند.

Vitamin supplementation is often recommended for pregnant women.

مصرف مکمل‌های ویتامینی اغلب برای زنان باردار توصیه می‌شود.

Athletes often use protein supplementation to aid muscle recovery.

ورزشکاران اغلب از مکمل‌های پروتئینی برای کمک به ریکاوری عضلات استفاده می‌کنند.

Herbal supplementation is gaining popularity as a natural remedy.

مکمل‌های گیاهی به عنوان یک درمان طبیعی در حال محبوب شدن هستند.

Iron supplementation may be necessary for individuals with anemia.

مصرف مکمل آهن ممکن است برای افراد مبتلا به کم‌خونی ضروری باشد.

Supplementation with omega-3 fatty acids is believed to support heart health.

مصرف مکمل اسیدهای چرب امگا 3 به حمایت از سلامت قلب اعتقاد دارد.

Calcium supplementation is important for maintaining strong bones.

مصرف مکمل کلسیم برای حفظ استحکام استخوان‌ها مهم است.

Probiotic supplementation can help improve gut health.

مصرف مکمل‌های پروبیوتیک می‌تواند به بهبود سلامت روده کمک کند.

Supplementation of B vitamins may help boost energy levels.

مصرف مکمل ویتامین‌های ب ممکن است به افزایش سطح انرژی کمک کند.

Fish oil supplementation is commonly used for its omega-3 content.

مصرف مکمل روغن ماهی به طور معمول به دلیل داشتن امگا 3 استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید