humble supplicants
متوسلانی فروتن
desperate supplicants
متوسلانی درمانده
loyal supplicants
متوسلانی وفادار
faithful supplicants
متوسلانی باوفا
wretched supplicants
متوسلانی بدبخت
anxious supplicants
متوسلانی مضطرب
silent supplicants
متوسلانی ساکت
grateful supplicants
متوسلانی سپاسگزار
unwavering supplicants
متوسلانی استوار
devout supplicants
متوسلانی خداپرست
the supplicants gathered outside the temple, seeking guidance.
زائران در خارج از معبد جمع شدند، به دنبال راهنمایی.
many supplicants waited patiently for their turn to speak.
بسیاری از زائران با صبر و حوصله منتظر نوبت صحبت خود بودند.
the king listened to the supplicants with great interest.
شاه با علاقه زیاد به صحبتهای زائران گوش میداد.
supplicants often bring gifts as a sign of respect.
زائران اغلب به عنوان نشانه احترام، هدیه میآورند.
the priest addressed the supplicants in a calm voice.
کشیش با لحنی آرام به زائران صحبت کرد.
in ancient times, supplicants would perform rituals to gain favor.
در زمانهای قدیم، زائران برای جلب توجه، مناسک انجام میدادند.
supplicants expressed their deepest desires and hopes.
زائران آرزوها و امیدهای عمیق خود را بیان کردند.
the council reviewed the petitions submitted by the supplicants.
شورای، درخواستهای ارائهشده توسط زائران را بررسی کرد.
some supplicants were granted an audience with the ruler.
برخی از زائران اجازه ملاقات با حاکم را داشتند.
the stories of the supplicants moved everyone present.
داستانهای زائران همه حاضران را تحت تأثیر قرار داد.
humble supplicants
متوسلانی فروتن
desperate supplicants
متوسلانی درمانده
loyal supplicants
متوسلانی وفادار
faithful supplicants
متوسلانی باوفا
wretched supplicants
متوسلانی بدبخت
anxious supplicants
متوسلانی مضطرب
silent supplicants
متوسلانی ساکت
grateful supplicants
متوسلانی سپاسگزار
unwavering supplicants
متوسلانی استوار
devout supplicants
متوسلانی خداپرست
the supplicants gathered outside the temple, seeking guidance.
زائران در خارج از معبد جمع شدند، به دنبال راهنمایی.
many supplicants waited patiently for their turn to speak.
بسیاری از زائران با صبر و حوصله منتظر نوبت صحبت خود بودند.
the king listened to the supplicants with great interest.
شاه با علاقه زیاد به صحبتهای زائران گوش میداد.
supplicants often bring gifts as a sign of respect.
زائران اغلب به عنوان نشانه احترام، هدیه میآورند.
the priest addressed the supplicants in a calm voice.
کشیش با لحنی آرام به زائران صحبت کرد.
in ancient times, supplicants would perform rituals to gain favor.
در زمانهای قدیم، زائران برای جلب توجه، مناسک انجام میدادند.
supplicants expressed their deepest desires and hopes.
زائران آرزوها و امیدهای عمیق خود را بیان کردند.
the council reviewed the petitions submitted by the supplicants.
شورای، درخواستهای ارائهشده توسط زائران را بررسی کرد.
some supplicants were granted an audience with the ruler.
برخی از زائران اجازه ملاقات با حاکم را داشتند.
the stories of the supplicants moved everyone present.
داستانهای زائران همه حاضران را تحت تأثیر قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید