suppressant

[ایالات متحده]/sə'pres(ə)nt/
[بریتانیا]/sə'prɛsənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهارکننده (برای عملکردهای بدنی)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

appetite suppressant

سرکوب اشتها

cough suppressant

سرکوب کننده سرفه

pain suppressant

داروی ضد درد

جملات نمونه

The doctor prescribed a suppressant for my allergy.

پزشک برای آلرژی من یک سرکوب‌کننده تجویز کرد.

She took a suppressant to help with her cough.

او برای کمک به سرفه خود یک سرکوب‌کننده مصرف کرد.

The suppressant made him feel drowsy.

سرکوب‌کننده باعث خواب آلودگی او شد.

This suppressant is effective in reducing pain.

این سرکوب‌کننده در کاهش درد موثر است.

I prefer natural suppressants over medication.

من ترجیح می‌دهم سرکوب‌کننده‌های طبیعی را به دارو ترجیح دهم.

The suppressant helped control her appetite.

سرکوب‌کننده به کنترل اشتها او کمک کرد.

He used a suppressant to calm his anxiety.

او از یک سرکوب‌کننده برای آرام کردن اضطراب خود استفاده کرد.

The suppressant worked well to reduce inflammation.

سرکوب‌کننده به خوبی برای کاهش التهاب عمل کرد.

She avoided caffeine while taking the suppressant.

او در حالی که سرکوب‌کننده مصرف می‌کرد از کافئین اجتناب کرد.

The suppressant helped him sleep through the night.

سرکوب‌کننده به او کمک کرد تا شب را به خوبی بخوابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید