| جمع | surlinesses |
surliness behavior
رفتار بداخلاقی
surliness attitude
حالت بداخلاقی
surliness displayed
نشان دادن بداخلاقی
surliness in conversation
بداخلاقی در گفتگو
surliness and rudeness
بداخلاقی و بی ادبی
surliness at work
بداخلاقی در محل کار
surliness towards others
بداخلاقی نسبت به دیگران
surliness in children
بداخلاقی در کودکان
surliness in public
بداخلاقی در حضور عموم
his surliness made it difficult for others to approach him.
بدخلقی او باعث میشد که دیگران به سختی به او نزدیک شوند.
she responded to his questions with surliness.
او با بدخلقی به سوالات او پاسخ داد.
the child's surliness was a sign of his frustration.
بدخلقی کودک نشانهای از ناراحتی او بود.
despite her surliness, she had a kind heart.
با وجود بدخلقیاش، او قلبی مهربان داشت.
his surliness during meetings was noted by his colleagues.
بدخلقی او در جلسات توسط همکارانش مورد توجه قرار گرفت.
the surliness of the weather matched his mood.
بدخلقی هوا با حال و هوای او مطابقت داشت.
she tried to hide her surliness with a smile.
او سعی کرد بدخلقی خود را با لبخند پنهان کند.
his surliness often led to misunderstandings.
بدخلقی او اغلب منجر به سوء تفاهم میشد.
the surliness in his voice was hard to ignore.
بدخلقی در صدای او قابل نادیده گرفتن نبود.
she felt that his surliness was unjustified.
او احساس میکرد که بدخلقی او بیدلیل است.
surliness behavior
رفتار بداخلاقی
surliness attitude
حالت بداخلاقی
surliness displayed
نشان دادن بداخلاقی
surliness in conversation
بداخلاقی در گفتگو
surliness and rudeness
بداخلاقی و بی ادبی
surliness at work
بداخلاقی در محل کار
surliness towards others
بداخلاقی نسبت به دیگران
surliness in children
بداخلاقی در کودکان
surliness in public
بداخلاقی در حضور عموم
his surliness made it difficult for others to approach him.
بدخلقی او باعث میشد که دیگران به سختی به او نزدیک شوند.
she responded to his questions with surliness.
او با بدخلقی به سوالات او پاسخ داد.
the child's surliness was a sign of his frustration.
بدخلقی کودک نشانهای از ناراحتی او بود.
despite her surliness, she had a kind heart.
با وجود بدخلقیاش، او قلبی مهربان داشت.
his surliness during meetings was noted by his colleagues.
بدخلقی او در جلسات توسط همکارانش مورد توجه قرار گرفت.
the surliness of the weather matched his mood.
بدخلقی هوا با حال و هوای او مطابقت داشت.
she tried to hide her surliness with a smile.
او سعی کرد بدخلقی خود را با لبخند پنهان کند.
his surliness often led to misunderstandings.
بدخلقی او اغلب منجر به سوء تفاهم میشد.
the surliness in his voice was hard to ignore.
بدخلقی در صدای او قابل نادیده گرفتن نبود.
she felt that his surliness was unjustified.
او احساس میکرد که بدخلقی او بیدلیل است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید