surliness

[ایالات متحده]/ˈsɜːlɪnəs/
[بریتانیا]/ˈsɜr.lɪ.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت غیر دوستانه یا بی ادبی بودن؛ رفتار غمگین یا غیر دوستانه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

surliness behavior

رفتار بداخلاقی

surliness attitude

حالت بداخلاقی

surliness displayed

نشان دادن بداخلاقی

surliness in conversation

بداخلاقی در گفتگو

surliness and rudeness

بداخلاقی و بی ادبی

surliness at work

بداخلاقی در محل کار

surliness towards others

بداخلاقی نسبت به دیگران

surliness in children

بداخلاقی در کودکان

surliness in public

بداخلاقی در حضور عموم

جملات نمونه

his surliness made it difficult for others to approach him.

بدخلقی او باعث می‌شد که دیگران به سختی به او نزدیک شوند.

she responded to his questions with surliness.

او با بدخلقی به سوالات او پاسخ داد.

the child's surliness was a sign of his frustration.

بدخلقی کودک نشانه‌ای از ناراحتی او بود.

despite her surliness, she had a kind heart.

با وجود بدخلقی‌اش، او قلبی مهربان داشت.

his surliness during meetings was noted by his colleagues.

بدخلقی او در جلسات توسط همکارانش مورد توجه قرار گرفت.

the surliness of the weather matched his mood.

بدخلقی هوا با حال و هوای او مطابقت داشت.

she tried to hide her surliness with a smile.

او سعی کرد بدخلقی خود را با لبخند پنهان کند.

his surliness often led to misunderstandings.

بدخلقی او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شد.

the surliness in his voice was hard to ignore.

بدخلقی در صدای او قابل نادیده گرفتن نبود.

she felt that his surliness was unjustified.

او احساس می‌کرد که بدخلقی او بی‌دلیل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید