surpasses expectations
فراتر از انتظارات
surpasses limits
فراتر از محدودیتها
surpasses competition
فراتر از رقابت
surpasses standards
فراتر از استانداردها
surpasses goals
فراتر از اهداف
surpasses others
فراتر از دیگران
surpasses performance
فراتر از عملکرد
surpasses achievements
فراتر از دستاوردها
surpasses knowledge
فراتر از دانش
her talent surpasses that of her peers.
استعداد او از همسالانش پیشی میگیرد.
this achievement surpasses all previous records.
این دستاورد از تمام رکوردهای قبلی پیشی میگیرد.
his dedication surpasses anyone i know.
تعهد او از هر کسی که میشناسم پیشی میگیرد.
the beauty of the landscape surpasses my expectations.
زیبایی منظره از انتظارات من فراتر میرود.
her performance in the competition surpasses all others.
عملکرد او در مسابقه از همه دیگران پیشی میگیرد.
the new technology surpasses the old models in efficiency.
فناوری جدید از مدلهای قدیمی در کارایی پیشی میگیرد.
his knowledge of the subject surpasses that of his teachers.
دانش او در این موضوع از دانش معلمانش پیشی میگیرد.
the team's effort surpasses our initial goals.
تلاش تیم از اهداف اولیه ما فراتر میرود.
the flavor of this dish surpasses anything i've tasted before.
طعم این غذا از هر چیزی که تا به حال چشیده ام بهتر است.
her kindness surpasses what is expected in a friend.
مهربانی او از آنچه از یک دوست انتظار میرود بیشتر است.
surpasses expectations
فراتر از انتظارات
surpasses limits
فراتر از محدودیتها
surpasses competition
فراتر از رقابت
surpasses standards
فراتر از استانداردها
surpasses goals
فراتر از اهداف
surpasses others
فراتر از دیگران
surpasses performance
فراتر از عملکرد
surpasses achievements
فراتر از دستاوردها
surpasses knowledge
فراتر از دانش
her talent surpasses that of her peers.
استعداد او از همسالانش پیشی میگیرد.
this achievement surpasses all previous records.
این دستاورد از تمام رکوردهای قبلی پیشی میگیرد.
his dedication surpasses anyone i know.
تعهد او از هر کسی که میشناسم پیشی میگیرد.
the beauty of the landscape surpasses my expectations.
زیبایی منظره از انتظارات من فراتر میرود.
her performance in the competition surpasses all others.
عملکرد او در مسابقه از همه دیگران پیشی میگیرد.
the new technology surpasses the old models in efficiency.
فناوری جدید از مدلهای قدیمی در کارایی پیشی میگیرد.
his knowledge of the subject surpasses that of his teachers.
دانش او در این موضوع از دانش معلمانش پیشی میگیرد.
the team's effort surpasses our initial goals.
تلاش تیم از اهداف اولیه ما فراتر میرود.
the flavor of this dish surpasses anything i've tasted before.
طعم این غذا از هر چیزی که تا به حال چشیده ام بهتر است.
her kindness surpasses what is expected in a friend.
مهربانی او از آنچه از یک دوست انتظار میرود بیشتر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید